تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
بيمار نگاه چشم يارم * با او است قرار و كار و بارم گر با همه كس نشسته‌ام من * با او است قرار و كار و بارم او گلبن مهر و من ز باغش * بنشسته بپاش همچو خارم او گلشن حسن و بر فرازش * من بلبل مست بىقرارم او خنده‌زنان به روى عالم * من ناله‌كنان به زارزارم او آب حيات و در فراقش * من ز آتش دل به روى نارم منصوروشم در اين تمنا * رفته است سرم به روى دارم از حال نزار من چه پرسى * ديرى است كه مانده و فكارم اندازم و با فروغ مهرش * از عالم عشق سر برآرم

2 - كبوتران خاكسترى :

ارواح عالم برزخ . محنت‌زده : زيرا ارواح آنان نمىتوانند به ارواحى بپيوندند كه از زندانى اين بدن زمينى رهايى يافته‌اند .

3 - دوشيزه باريك‌اندام شوخ‌طبع :

صورتى از حكمت الهى ، ذاتى مقدس است كه قلب را شاد مىسازد . يكى از دوشيزگانى كه در هودجها نگهدارى مىشود : وى دوشيزه باكره و نابسوده‌اى است كه كسى از پيش با او تماس نگرفته است زيرا وى در طول مسافرتش از محضر الهى به جانب قلب اين عارف با آزرم و حسادت پوشيده و محجوب بوده است . زنان شوهر كرده : صور حكمت الهى كه در گذشته به‌وسيله عارفان پيشين شناخته شده‌اند .

4 - و هنگامى كه وى ناپديد گشت :

هنگامى كه در عالم شهادت غروب كرد در عالم غيب طلوع مىكند .

5 - اى سراهاى ويرانه و مخروبه :