يمن .
19 - اى سرورانم آيا ديده و شنيدهايد كه هرگز دو رقيب و دو ضد با يكديگر متحد شوند .
20 - آيا ما را در راما ديدهاى كه جامهاى شراب عشق را بدون ناخنهاى انگشتان به ديگرى تقديم دارد .
21 - و عشق بىزبان سخن شيرين و لذتبخش را در ميان ما بازگو كرد .
22 - اگر مىديديد چيزى را ديده بوديد ، كه عقل در آنجا راه ندارد بدين معنى يمن و عراق كه رقيب و ضد يكديگرند متحد گشته و يكديگر را در آغوش گرفتند .
23 - شاعرى كه پيش از من به سخن پرداخت ، دروغ گفت وى مرا با سنگهاى خردش نشان گرفت .
24 - اى كه ثريا را به عقد سهيل در مىآورى خدا ترا ببخشايد چگونه آن دو با يكديگر خواهند زيست .
25 - ثريا هرجا كه طلوع كند شامى است و سهيل يمنى .
شرح
1 - بيمارى عشق چشم خمارش :
حضورى است كه آرزوى عارفان است . هرچند وى بالاتر از آن است كه شناخته شود و معشوق عارفان قرار گيرد امّا وى با لطف و مهربانى به جانب عرفا مىگرايد و با يك نوع تجلى در قلوب آنان فرود مىآيد .
با ذكر او مرا دلدارى ده : درمانى براى بيمارى او جز ذكر حق وجود ندارد وى مىگويد : دو بار مرا ياد كن با ذكر من ، خدا را و با ياد خدا سوره 2 آيه 147 به اين معنى اشاره مىكند : « پس ياد كنيد مرا تا ياد كنم شما را . »
من بيمارم ، بيمار عشق معشوق خمارين چشمم كه شاعر در وصف او گويد :