اصل طبيعى او .
نقا : بدنش .
2 - پدرم ، روح اعلى ، كه پدر واقعى وى در عالم برين است و مادر نمودى و ظاهرى وى در عالم فرودين جاى دارد .
براى خاطر او من از غصه ذوب شدم : اشاره به سرّ و راز الهى است كه در قلبش جاى دارد .
ترس : ترس از ابهت و سطوت و عظمت الهى .
[ 6 - عشقى كه خود مستقلا ظاهر مىشود قوىتر و پرشورتر است ]
6 - عشقى كه خود مستقلا ظاهر مىشود قوىتر و پرشورتر است چه عشقى كه در تحت حكومت و كنترل عقل قرار مىگيرد ، ارزشى ندارد .
7 - خداوند با لطفش تجلّيات شكوه و جلال صورتش را از مخلوقات مىپوشاند .
8 - هرچه معشوق به تو بيشتر توجه كند اضطراب و تشويش تو افزونتر مىگردد
ديدار معشوق تنها در لحظات وجد و مستى امكانپذير است .
9 - نداى حق ارواح پاك و بلندى را مىخواند تا به سوى او برشوند .
جدائى : هجرت از جهان مادى
ابرق : جائى است كه خدا در ذاتش متجلّى مىشود
10 - كلاغهاى فراق و جدائى :
تفكر دربارهء هستى نمودى و پديدارى است كه او را از بر شدن به سوى حق بازمىدارد .
11 - شتران :
يعنى غرابهاى هجران كه در واقع همتهاى بلند انسانند و او را به هدفش كه ارتباط با حق است پيوند مىدهند و نزديك مىكنند .