تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
اصل طبيعى او . نقا : بدنش .

2 - پدرم ، روح اعلى ، كه پدر واقعى وى در عالم برين است و مادر نمودى و ظاهرى وى در عالم فرودين جاى دارد .

براى خاطر او من از غصه ذوب شدم : اشاره به سرّ و راز الهى است كه در قلبش جاى دارد . ترس : ترس از ابهت و سطوت و عظمت الهى .

[ 6 - عشقى كه خود مستقلا ظاهر مىشود قوىتر و پرشورتر است ]

6 - عشقى كه خود مستقلا ظاهر مىشود قوىتر و پرشورتر است چه عشقى كه در تحت حكومت و كنترل عقل قرار مىگيرد ، ارزشى ندارد .

7 - خداوند با لطفش تجلّيات شكوه و جلال صورتش را از مخلوقات مىپوشاند .

8 - هرچه معشوق به تو بيشتر توجه كند اضطراب و تشويش تو افزون‌تر مىگردد

ديدار معشوق تنها در لحظات وجد و مستى امكان‌پذير است .

9 - نداى حق ارواح پاك و بلندى را مىخواند تا به سوى او برشوند .

جدائى : هجرت از جهان مادى ابرق : جائى است كه خدا در ذاتش متجلّى مىشود

10 - كلاغهاى فراق و جدائى :

تفكر دربارهء هستى نمودى و پديدارى است كه او را از بر شدن به سوى حق بازمىدارد .

11 - شتران :

يعنى غرابهاى هجران كه در واقع همتهاى بلند انسانند و او را به هدفش كه ارتباط با حق است پيوند مىدهند و نزديك مىكنند .