چيست ؟ چه اگر كسى يقين داشت كه راه خطايى پيموده از آن خطا سرباز مىزد و راه صواب و درستى را برمىگزيد بنابراين نويسنده ادامه مىدهد كه او خود چون خورشيد در هرجا چهره مىنمايد و هركه او را مىبيند مىانگارد كه ذاتا با وى يكى است بهطورىكه رشك و حسد از قلبش زدوده مىشود .
قصيده چهاردهم حديث باد صبا
1 - او روشنايى و نور را از جانب شرق مشاهده كرد پس به شرق رو كرد و اگر آن نور از غرب پرتو مىافكند وى به غرب روى مىآورد .
2 - عشقم به نور و پرتو آن است نه به مكان و خاك آنكه كجا قرار دارد .
3 - باد صبا از جانب آنان حديث معنعنى برايم نقل كرد از پريشانى و او از شيدايى او از اندوه و او از غم .
4 - او از مستى از عقلم و او از شوق و وجدم و او از اشك و از پلكهايم و او از آتش و از قلبم .
5 - به اينكه آنكه را كه عاشق آنى ، در كنار تو است و نفسها او را از سويى به سويى مىبرد .
6 - به باد صبا گفتم به او پيامى برسان و بگو كه او افروزندهء آتش در قلب من است .
7 - اگر اطفائى صورت گيرد و آتش خاموش شود وصل جاويدان خواهد بود و اگر بسوزاند نمىتوان عاشق را سرزنش نمود .
شرح
[ 1 - وى اشاره مىكند كه رؤيت خداوند در موجودات به صورت تجلّى در صور تحقق مىيابد ]
1 - وى اشاره مىكند كه رؤيت خداوند در موجودات به صورت تجلّى در صور تحقق مىيابد ازينرو حق در پديدهها ظهور مىيابد چه تجلّى تنها در پديدهها و نمودها معنى پيدا مىكند .