نمىتوانند احوال خود را به ديگران بيان نمايند آنان تنها مىتوانند اين حالات را براى افرادى چون خود آنها كه چنين تجربهاى را آزمودهاند بطور رمزى و نمادى منتقل كنند .
با ناخنهاى قرمز : به معناى مرد حنازده كه دربارهء آن توضيح داده شد .
با مژههايش چشمك مىزند : يعنى دلايل نظرى در ارتباط با قوانين و اصول عرفا كه تنها براى آنانى ارزش دارد كه قبلا با اين اصول و مبانى آشنايى داشته و الهام گرفتهاند . عرفا هرچند در ظاهر با مردم عادى شباهت دارند ولى در باطن از زمره ربانيون بشمار مىآيند .
12 - چراگاهش :
آنگونه كه حضرت على ( ع ) فرمود : در حالى كه به سينهء برجستهء پر از دانشش اشاره مىكرد در سينهام دانشهاى زيادى است كه اگر كسى را مىشناختم كه آنها را دريابد به او منتقل مىكردم . « ان هاهنا علوما جما لو عرفت من يفهمه لانتقلته »
باغى در ميان آتش : با شگفتى مىتوان گفت كه : علوم متنوع با زبانههاى آتش عشق در سينهاش فرونمىشوند زيرا اين علوم با آتش طلب و عشق و شور ارائه مىگردند و چون سمندر با زبانههاى آتش نابود نمىشوند .
13 - قلب من پذيراى هر صورتى شده است :
چنان كه ديگرى گفته است « قلب را براى خاطر تقلب و گشتن آن قلب گفتهاند » [ « و دل را براى انقلاب او قلب نام كردهاند ، و نتوان دانست كه هر ساعت ميل او به خير و شر چگونه اتفاق افتد » ( كليه و دمنه ، 249 ، چاپ استاد مينوى ) ] ، چه واردات مختلفى بر آن وارد مىشود و ازآنرو كه تحت تأثير عوامل مختلف قرار مىگيرد حالات مختلفى به خود مىگيرد و تنوع حالات به تنوع تجليات حق كه به گونهء سير در مظاهر و پديدههاى درونى صورت مىگيرد ، بستگى دارد .
قانون و اصل مذهبى : اين پديده را تحول و تبدل در صور مىنامند .