صومعه و دير : حالت سريانيه .
سرزمين حمى : دورترين پردهء شكوه و جلال الهى را فراگرفته است .
آهوان : صور حكمت الهى و پيامبرى كه بر روح او نازل مىشود .
هياكل مرمرين : معارفى كه با عقل و شهوت پيوندى ندارند ازينرو آنها را جماد گويند .
2 - من به افلاك مىنگرم :
مقامات معنوى كه انواع معارف چون خورشيد به دور آن سير مىكنند .
و در كليسا خدمت مىكنم : چه تمثالها و هياكل مرمرين در كليساها وجود دارند .
نگهبانى مىكنم : چمنزارهايى كه چراگاه آهوانند صحنههاى اعمال فداكارانه و سيرتهاى الهى است .
آنها به رنگهاى متنوعى توصيف مىشوند : يعنى با حقايق الهى از لحاظ درخشندگى و سرسبزى چون بهار ، خود را آراستهاند زيرا آنچه تازه و خرم مىنمايد براى جان ، لذتبخشتر است .
[ 3 - وى به حالات معنوى كه هميشه در حال شدن و دگرگونگى است اشاره مىكند ]
3 - وى به حالات معنوى كه هميشه در حال شدن و دگرگونگى است اشاره مىكند كه حامل فضائل و علوم الهى هستند هرچند برتريها و فضائل معنوى متنوعند . ولى در ذات متحدند اين است معناى تحوّل و تبدّل در صور كه شخص مسلمان در بخش ايمان از آن سخن مىگويد بدين معنى آنانى كه خداوند را به صورت خورشيد مىپرستند خورشيد را مشاهده مىكنند و آنانى كه وى را به صورت مخلوق و آفريده مىپرستند مخلوق را مىبينند و آنانى كه وى را به صورت يك شىء بىجان مىپرستند ، شىء جامد را مشاهده مىكنند و آنانى كه وى را به گونهء هستى يكتا و بىمانند عبادت مىكنند او را يكتا و بىمانند مىبينند .