موجودات در مورد خدا است .
قصيده يازدهم روانها ناله سردادند
1 - اى كبوترهاى اراكه و بان بر من دل بسوزانيد و با نالههاى دلخراش خود غمهاى مرا افزون مسازيد .
2 - بر من دل بسوزانيد و با ناله و گريه عشقها و اندوههاى پنهان مرا آشكار مسازيد .
3 - شامگاهان و صبحگاهان با گريه مشتاقانه و نالهء عاشقانه جوابش مىگويم .
4 - در بيشه غضى نفوس انبوه شدند و شاخههايشان در برابر من كرنش كردند و همان كرنشها مرا تباه ساخت .
5 - كيست كه از جمع و محصب و منى و ذات الاثل و نعمان به من جواب دهد .
6 - از آرزوى سخت و سوز عشق و تازگيهايى از مصيبت با انواع آن برايم آورد .
7 - آنان لحظهبهلحظه با عشق و اضطراب در اطراف دلم طواف مىكنند و اندامهاى اصلى مرا مىبوسند .
8 - همانطور كه بهترين مخلوقات ( حضرت رسول ) ، كعبه را طواف نمود . و كعبهاى كه راهنماى عقل آن را ناقص مىداند در حالى كه مىگفت : انسان در هر درجهاى از عقل باشد در آنجا ناقص است .
9 - وى سنگها را در آنجا بوسيد : مقام كعبه و عظمت انسان كجا ؟
10 - چه بسا آنان عهد كردند و سوگند خوردند كه در وفا و سوگندشان ثابت خواهند بود و حال آنكه ناخنهاى خود را رنگ كرده بودند ( كنايه از زنان ) از وى وفا مجو .
11 - و از شگفتترين چيزها ماه نقابدارى است كه با سرانگشت اشاره مىكند و با مژهها چشمك مىزند .
12 - چراگاهش ميان دندههاى سينه و قلب است شگفتا باغى به ميان آتش .