دلدادهاى هستند كه عقل را كنار زده و در مقابل عشق به خداوند ، خود را نادان و لاشعور مىدانند .
قصيدهء دوازدهم خورشيدهايى بهصورت سنگهاى منقوش
1 - در ذى سلم و دير و قرقگاه ، آهوانى هستند كه خورشيد را بهصورت سنگهاى منقوش به تو نشان مىدهند .
2 - من به افلاك مىنگرم و به كليسا خدمت مىكنم و باغهاى متنوعى را در فصل بهار نگهبانى مىنمايم .
3 - گاهى بنام شبان آهوان در صحرا ناميده مىشوم ، زمانى راهب كليسا و زمانى ديگر اخترشناس و منجم .
4 - معشوق من سه چيزند : هرچند او يكى است آنگونه كه سه شخص ، تثليث پدر و پسر و روح القدس در ذات يك شخصند .
5 - پس اى دوست گفتارم را كه درباره آفتاب بلند گفتم انكار مكن كه براى آهوانى مىتابد كه آفتاب بلند در اطراف تنديسها و سنگهاى منقوشه حركت مىكنند .
6 - و يا اينكه مجازا واژههاى گردنهاى آهوان ، صورت خورشيد و سينه و مچ و دست مجسمه سفيد به كار مىبرم .
7 - بدانگونه كه براى شاخهها ، پوشاكها و براى چمنزار حالات اخلاقى و براى برق ، لبهاى خندان را عاريه گرفتهام .
شرح
1 - ذا سلم :
جايگاهى است كه بندگى و اطاعت در آن مكان بدانگونه كه شايسته و در خور حق است ، انجام مىگيرد .