تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
باطن است كه در يك دايرهء وسيعى قرار دارد .

2 - براى خدا چيزى ضرورت ندارد :

و هرچه از طرف او بما مىرسد لطف است . وى به نكتهء حكمت سليمانى با واژهء هياكل مرمرين اشاره مىكند . يعنى زنانى كه چون هياكل مرمرين زيبايند . مقصود اين است كه وى با كلام پاسخ نمىدهد زيرا كلام جز ذات اوست در صورت او ذاتش مجرد است به‌طورىكه ظهورش با گفتار و قواى بينايى و شنوايى او همانند است بدين جهت همهء حقايق و صفات الهى همانند اويند .

3 - آنان شبانه سفر كردند :

عروج پيغمبران هميشه در طول شب صورت گرفته و شب زمان راز و رمز است . تاريكى شب : يعنى حجاب نامرئى ، پرده‌هاى ضخيم هستى جسمانى را پايين كشيد در اين شب ، ارگانيزم حيوانى ، پوششى بر روى اجرام ظريف روحانى و معارف اصيل كشيد كه آن را با حرمت حفظ مىكند ، به‌هرحال اين حالات جز از راه اعمال بدنى و افكار شهوانى و جسمانى بدست نمىآيد در صورتى كه انسان كه حكمت الهى در او تصرف دارد از قلب خود خارج مىشود و در هنگام بازگشت ، معشوق خود را مىيابد كه رفته است وى با شوق و شور او را دنبال مىكند .

4 - كمانهاى بران و تيز :

وى اين صورت آسمانى را كه به هرجا روآورد و قلبش را هدف مىگيرد به تيرهاى نگاه معشوقه توصيف مىكند آن‌گونه كه در سوره 2 آيه 115 به اين معنى اشاره شده است « و مر خدا راست مشرق و مغرب پس هركجا روى آوريد آنجا وجه خدا است » .

5 - دندانهاى پيشين خود را نشان داد :

يعنى اين عاشق همه هستى خود را آشكارا در حق مىبيند در سوره 24 آيه 35