تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
2 - از آنان پرسيدم كه مسافران در ظهر كجا آسودند جوابشان اين بود كه : استراحتگاه نيمروزشان جايى است كه درختان شيح و بان بوى خوش مىپراكنند . 3 - سپس به باد گفتم برو و به آنان بپيوند زيرا آنان در سايهء درختان سكونت گزيده‌اند . 4 - و از سوى مرد غم‌زده‌يى ، كه دلش به سبب جدا ماندن از خويشاوندان خود اندوهبار است . به ايشان سلام ده .

شرح

1 - آنان سفر كردند يعنى :

مثل الهى . آنان در قلبم سكونت گزيدند : مثل الهى ارتباطى جز هدف خود كه خداوند است ندارند . درعين‌حال در قلب بندهء مؤمن جاى دارد مطابق حديث كه گويد : « زمين و آسمان نمىتواند مرا در بر گيرد بلكه من در قلب بنده‌ام كه ايمان دارد جاى گرفتم . » « احاديث مثنوى فروزانفر ص 26 » با اين همه ، چون در آن لحظه تجلّى عنايت بر او نتافته ، مثل و صور كه موجودات [ و يا اعيان ] خيال‌اند ناپديد گشته‌اند ، هرچند كه خدا در قلب او بوده .

2 - از آنان پرسيدم :

يعنى از عرفا و شيوخ قوم كه راهنمايان من در طريق تصوف و عرفان بودند . استراحتگاه نيمروزشان : يعنى آنان در هر قلب شوريده و شيدا وارد شوند ، آسوده‌اند زيرا شيح به معناى ميل و بان به معناى بعد و دورى است .

3 - به باد گفتم :

آه و افسوس عشق را به‌وسيله باد براى آنان فرستادم شايد بسوى من بازگردند . در سايه درختان بيشه و جنگل : يعنى : در ميان جنگل ايك كه از چوب آن مسواك ساخته مىشود و اشاره به اين حديث است كه فرمايد : « مسواك كردن دهان را پاك و خوش‌بو مىكند و پروردگار را