جميع الجهات منهدم ميگردد ، و تركيب در ذات اقدس خداوند احد ثابت مىشود ، بلكه ممكنى از ممكنات و ماهيّتى از ماهيّات از كتم عدم بعرصه ظهور و از ممكن خفا بجلوهء بروز نمىآيد .
و باعتبار ديگر زايد بر ذاتست ، زيرا كه مرتبهء قيّوميّت مرتبهء ايجاد و مرتبهء رحمت واسعه و مشيّت ثانيه است .
و نيز محقق گرديد كه اكتناه حقيقت شىء در صورتى متحقق مىشود كه احاطهء تامه از مدرك نسبت به او حاصل آيد .
و نيز منكشف گرديد كه ادراك حقايق وجوديّه منحصر است بمشاهده و حضور ، و بتصوّر و حصول ميسّر نميباشد .
و نيز مبرهن گرديد كه جاعليت و مجعوليت در ميانهء وجوداتست ، و ماهيات مجعول نيستند مگر بالعرض و بالتّبع ، پس چگونه متصور مىباشد اكتناه حقيقت قيّوميّت مطلقه كه مرتبه احاطه بر همه موجودات و درجهء رحمت واسعهء بر همهء اشياء است مگر از براى خود و از براى ما فوق خود كه نور الانوار و سرّ الأسرار و فوق التمام است متفطن باش و تدبّر كن در لمعات توحيد بمعنى هفتم تا اين مطلب اعلى به حد انكشاف آيد ، و كالشمس فى رابعة النهار ، روشن گردد .
كلمة " عرفانية "
بدانكه باوجود اينمعنى از براى معرفت اقسام توحيد ، مراتب مختلفه ، و درجات متفاوته است بحيثيتى كه نسبت هرمرتبه بمرتبهيى ديگر كه در فوق اوست نسبت نقص به تمام و نسبت ضعف به قوت بلكه نسبت قطره بدرياست . زيرا كه علم و عرفان و ايمان و ايقان بحقايق وجوديّه و لمعات اشراقيّه برمىگردند و مراتب وجودات و درجات لمعات متفاوتند بشدت و ضعف و مختلفند به تمام و نقص پس شدت و ضعف مراتب علم و ايقان و كمال و نقصان درجات ايمان و عرفان بحسب شدت و ضعف مراتب وجودات و باعتبار كمال و نقصان درجات فيوضاتست ، و منشأ اين تفاوت و اختلاف قصور و تماميّت استحقاق و استعداد قوابل و مواد است ، و تفاوت استعدادات مواد و اختلاف