شجاعت در جانب افراط تهوّر و در جانب تفريط جبن و مهانت و عدم غيرت و ضعف حميّت و امثال آنهاست ، و در باب اعضا و ساير مشاعر و قوا ، استعمال آنهاست در آنچه كه از براى آن ، آفريده شدهاند و بنهجيكه مقتضاى شرع مبين و مستشار عقل متين است . و در باب اوامر و نوادب و زواجر و نواهى و ساير احكام شرعيّه ، انقياد بر مفاد آنها و امتثال بر مقتضاى آنها است .
و در باب عيال و اولاد و خدم و حشم ، و در سياست رعايا و اهل بلدان ، رعايت قوانين شريعت حقّه و ملاحظهء قواعد ملت حنف حنفيّه است .
تنبيه " كلامى "
از اينجا ظاهر مىشود در نزد ارباب بصيرت كه بنا بر تمكين ارادهء جزافيّه ، و تجويز ترجيح بلا مرجّح و انكار تحسين و تقبيح عقلى چنان كه آراى فاسده طايفهء اشعريّه است ، عدلى متحقق بلكه متصور نميتواند شد ، زيرا كه بنابراين لياقت و استحقاق و قابليّت و استعداد را صورتى نخواهد بود و مدخليّتى در كمّيّت و كيفيت عطايا و صلات و كمالات و خيرات نخواهند داشت . پس اين طايفه اگر به زبان ، بعدل قايل باشند بجنان منكر آنند ، لهذا اماميّه و معتزله و حكما ، كه اين آراى كاسده و اهواء فاسده را باطل و عاطل ميدانند بعدليّه موسوم و موصوفند ، و مفاسد بسيار و معايب بيشمار بر اين آراى باطله مترتّب است بشمّهيى از آنها در لمعات مباحث اراده اشاره نمودم متفطن باش .
[ اشاره به برهان تحقق عدل در حضرت قيّوم مطلق ]
بعد از تمهيد اين مقدمه ميگويم كه برهان بر حقيقت و حقيّت اين مقصد اعلى بعد از ملاحظهء مباحث سابقه و خصوصا لمعات مباحث اراده در نهايت ظهور و انكشاف است ، زيرا كه برهان محكم البنيان و حجت شديد الأركان اقامه نمودم بر اينكه نظام كليّهء عالم از مبدعات و كاينات و سفليّات و علويّات ، در غايت اتقان و احكام است بحيثيتى كه نظامى در تماميّت و كماليّت اتم و اكمل از آن متحقق نميتواند شد .
و اشاره نمودم كه به همين بيان و برهان و ببراهين ديگر كه در كتب الهى مذكورند ،