معرفت آتش است ، مرتبهء اولاى معرفت آن ، آنست كه مسموع گردد كه در عالم وجود جوهريست كه فانى مىكند ملاقى خود را ، و ظاهر مىشود اثر آن ، در هرچيزىكه به وضع خاصى محاذى آن باشد ، و هرچيزىكه از آن ، اخذ شود موجب نقصان آن نباشد ، و مسمّاست اين موجود به آتش . و نظير اين مرتبه از مراتب معرفت خداوند يگانه ، معرفت كسانيست كه تصديق بدين مبين و اعتقاد بملت بيضاى سيّد مرسلين نمودهاند به مجرد تقليد آباء و امّهات و يا باتباع اكياس و اشراف بدون اطلاع بر حجج نيّره عقليّه و براهين ساطعه قطعيّه .
مرتبهء دوم از مراتب معرفت آتش ، معرفت كسى است كه دودى مشاهده نمايد و حكم كند عقل او باينكه اثر بدون مؤثّر و حادث بدون محدث متحقق نميتواند شد ، پس يقينش حاصل آيد كه اين اثر از ذاتى ناشى است كه در عالم وجود متحقق است ، و نظير اين مرتبه از مراتب ايمان و عرفان معرفت كسانى است كه از حجج نيّرهء ساطعه و براهين عقليّهء قاطعه حاصل شود .
مرتبهء سوم از مراتب معرفت آتش ، معرفت كسانيست كه احساس نمايند گرمى آن را بسبب مجاورت و قرب آن ، و مشاهده نمايند موجودات را بنور آن ، و منتفع شوند باثر آن . و نظير اين مرتبه از مراتب ايمان و عرفان معرفت خلّص مؤمنين است كه دلهاى ايشان مطمئن گرديده است به خداوند يگانه و يقين نمودهاند كه او نور سماوات و ارضين است چنان كه در صحيفهء الهيّه فرموده است :
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ
« 1 »
وَ الْأَرْضِ » .
مرتبهء چهارم از مراتب معرفت آتش معرفت كسانيست كه محترق باشند به آن ، بكليّهء بدن خود ، و متلاشى باشند در آن ، بجملهء بنيهء خود بحيثيتى كه اثرى از هويّت ايشان باقى نماند . و نظير اين مرتبه از مراتب ايمان و عرفان معرفت اهل شهود و ايمان كسانيست كه مقام ايشان فناى در توحيد ، و موتوا قبل ان تموتوا ، و كمال اخلاص و فناى فى اللّه است ، و اين درجه از عرفان علياى درجات و قصواى مراتب است ، روزى كند خداوند عالم بر ما ، وصول به آن درجه و وقوف بر آن درجه را بمنّ خود و كرم خود .
تمام شد ترجمهء كلام آن حكيم الهى و عالم ربّانى « ضاعف اللّه درجاته فى العلم و اليقين » .
هامش
( 1 ) - س 24 ى 35 .