تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
پس غايت معرفت و نهايت فكرت اعتراف بعجز و ناتوانيست از معرفت مبدأ موجودات و اوصاف ذاتيّه و صفات فعليّه او ، و از معرفت كيفيت حقيقت ايجاد او مبدعات و كاينات و سفليّات و علويّات را ، و از چگونگى اختراع او اولى و اخرى ، و دنيا و عقبى را .
عنقا شكار كس نشود دام بازچين * كانجا هميشه باد بدست است دام را
از اينجا ظاهر مىشود كه معرفت كيفيت حقيقت معاد و حشر اجساد و كيفيت تعذيب كفّار و فجّار و كيفيت ثواب مؤمنين و اخيار ، كما ينبغى و على ما ينبغى ، از غوامض و مشكلاتست ، نميداند حق حقيقت آنها را مگر خداوند يگانه و آفرينندهء اين كارخانه ، و مگر كسانى كه مؤيّد من عند اللّه باشند مثل انبياء و اولياء و كسانى كه پيروى ايشان نموده مصداق « موتوا قبل ان تموتوا » گرديدند ، با تفاوت درجات و مقامات ايشان در معرفت اين مراحل و منازل و در ادراك اين درجات و مقامات ، و لهذا فحول علما و متبحّرين عرفا عقليّه و قوانين نقليّه است اكتفا نموده‌اند ، و كسانى كه در مقام كشف حقايق آن نشأه و محققين حكما در اين باب بعجز اعتراف نموده بتصديق اجمالى كه مقتضاى قواعد برآمدند ، بعضى حيران و سرگردان ماندند . و بعضى بالكليّه انكار معاد روحانى و جسمانى نمودند ، و بعضى اعتراف به معاد روحانى نموده منكر معاد جسمانى گرديدند ، و بعضى باب تأويلات و تشبيهات گشودند و بخلاف آنچه كه از صاحب‌شريعت حقّه به حد ضرورت و بداهت رسيده است رفته ، اقدام افهام ايشان در اينمقام لغزش يافت و پاى افكار ايشان در اين سنگلاخ به سنگ جهالت و ندامت خورد . « النّاس نيام فاذا ماتوا ، انتبهوا » و نعم ما قيل :
حوض با دريا اگر پهلو زند * خويش را از بيخ هستى بركند
و برهان اين دو مقصد اعلى نيز از مباحث سابقه مستفاد مىشود زيرا كه محقق گرديد كه صفات ذاتيّهء مبدأ اعلى عين ذات اوست ، و منكشف گرديد كه اكتناه ذات از ممتنعاتست . و نيز محقق گرديد كه همهء صفات فعليّه و اوصاف اضافيّه بقيّوميّت مطلقه برمىگردند ، و اين باعتبارى عين ذاتست ، زيرا كه واجب الوجود بالذات بذات خود قيّوم اشياء و فاعل موجوداتست ، و الا بنيان اساس واجب الوجود بالذات واجب الوجود من