تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
كل بحسبه ، نسبت بمملكت و نشأت خود و بقياس بافعال و آثار خود متحقق ميتواند شد . بدانكه عدل در واجب الوجود بالذات عبارتست از افاضهء فيوضات و خيرات و افادهء وجودات و كمالات ، اوليّه بوده باشند يا ثانويّه ، دنيويّه بوده باشند و يا اخرويّه ، بر هياكل ماهيّات و قوابل ممكنات ، كما ينبغى و على ما ينبغى ، يعنى باندازهء حوصله و استحقاق و بنهج قابليّت و استعداد ، و از تشرّع شرايع حقه و سنن مرضيه و قوانين كليه كه مصالح عباد و انتظام احوال معاش و معاد ، و به آن مترتّب شود و اختلال در امور بنى نوع انسانى كه اشرف مخلوقات و غايت كايناتند حاصل نيايد ، مشتمل باشند آن شرايع و قوانين بر تخصيص اوامر و نوادب ، بافعال حسنه و اعمال مرضيّه كه سبب وصول بدرجات عليّه و فضايل اخرويّه‌اند و بر تعيين نواهى و زواجر ، بر افعال ذميمه و اعمال قبيحه كه موجب بعد از درگاه احديّت و سبب سقوط بدركات جحيمند ، و نصيب انسان از صفت مرضيّهء عدل در قوهء عقليه و عقل نظرى تحصيل عقايد حقّه و معارف يقينيّه و علوم حقيقيّه است . و تعبير از اينمعنى در نزد ارباب حكمت و معرفت بحكمت نظريه است ، و هرچه اين قوه كاملتر و فاضلتر و انكشاف معارف و حقايق در نزد او بيشتر و بهتر است جنبهء عدالتش اقوى و اكمل و جهت عدلش اعلى و افضل است . و در باب قوهء عمليّه و عقل عملى آنست كه تميز دهد صدق را از كذب در اقوال و نافع را از ضارّ در آراء و جميل را از قبيح در افعال ، و اين مسمى است در علم اخلاق بحكمت خلقيّه . و در باب شهوت و غضب آنست كه مقصور گرداند انبساط و انقباض آنها را به آنچه كه مقتضاى شريعت حقّه و مستشار عقل و حكمت است باينمعنى كه هرجائى كه حكم عقل و شرع قبض و حبس آنها است قبض نمايد ، و هرجائى كه مقتضاى آنها انبساط و استنشاط آن دو قوه است ، بسط كند و نشاط نمايد . و تعبير از اينمعنى در باب شهوت بعفّت و در باب غضب بشجاعت است ، و مقابل مذكورات ، جور و ظلم است . اما مقابل حكمت مذكوره در طرف افراط ، پس جربزه و مكر و حيله و غوايت و شيطنت و غير آنها است ، و در جانب تفريط ، بلاهت و حماقت و غباوت و بلادت و تحيّر و انخداع است ، و مقابل عفّت در طرف افراط شره و حرص و اسراف و حبّ - دنيا و مانند آنها است ، و در جانب تفريط خمود و انكسار و كسالت و حسادت و مانند آنها است ، و مقابل