تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
و بحكمت مدنيّه كه متعلق بتدابير و سياسات اهل مدينه و مملكت است ، و آن ، نيز منقسم مىشود بعلم سياست كه متعلق بامور ملك و سلطنت است ، و بعلم نواميس كه متعلق بامر نبوت و شريعت است .

تنبيه " و ارشاد "

بدانكه چون علم در حكمت عملى از براى عمل مقصود است پس شخصى از اشخاص انسانيّه در حقيقت در وقتى حكيم بحكمت عملى مىشود كه بر وفق آن علم عمل نمايد ، و الا زياد نمىكند مگر كفر به حق و مگر بعد از خداوند احد را ، چنان كه على بن الحسين « عليهما السّلام » فرمودند : « العلم اذا لم يعمل به ، لم يزدد صاحبه الا كفرا ، و لم يزدد عن اللّه الا بعدا » و گفته مىشود حكمت در زبان علم اخلاق بر ملكه توسط در قوهء فكريه ، در ميانهء افراط كه عبارت از جربزه و حيله و شيطنت است ، و در ميانهء تفريط كه عبارت از بلاهت و بلادت و غباوتست ، و آن عبارتست از ملكه‌ئى كه به آن ، تميز دهد صاحب آن ، صدق را از كذب در اقوال و نافع را از ضارّ در آراء و جميل را از قبيح در افعال ، و به آن ، مترتّب مىشود بسيارى از اخلاق حميده و ملكات مرضيّه ، لهذا آن را از رؤساى اخلاق فاضله و ملكات حسنه شمرده‌اند . مقدمهء دوم آنست كه واجب الوجود بالذات به دو معنى از معانى حكمت موصوف ميتواند شد ، يكى علم تام بحقايق اشياء بحيثيتى كه اتم از آن ، متصور نباشد ، و ديگرى احكام فعل و اتقان صنع بنهجى كه اكمل از آن متصور نباشد . بعد از تمهيد اين دو مقدمه ميگويم كه : در مقصد اول از مقاصد علم محقق گرديد كه واجب الوجود بالذات عالم است بذات خود ، و نيز محقق گرديد كه علمش بذات خود اكمل و اعلاى علوم و اتم و اقواى ادراكات است ، علم صرف صرف و صرف صرف علم ، تام بلكه فوق التمام است در قوت و شدت ، علم غير متناهى بلكه فوق غير متناهيست ، بعدهء غير متناهى . و نيز محقق گرديد كه علمش بذات خود كه عين ذات اوست ، عين علم باشياء است قبل از ايجاد آن اشياء بنحو اتم و اعلى و بنهج اظهر و اعلى بحيثيتى كه مترتب است به آن علم نظام اتم اشياء ، و نيز محقق گرديد كه علمش باشياء در مرتبهء ايجاد آنها علم