اشراقى حضورى عينى است ، و نيز مذكور گرديد كه اين نحو از علم اتم و اكمل است از علم حصولى ارتسامى ، و در مباحث اراده محقق گرديد كه نظام عالم ، از مبدعات و كاينات ، اتم نظامات و اكمل مصنوعاتست بحيثيتى كه اتم و اكمل از آن ، متحقق نميتواند شد .
پس محقق شد كه واجب الوجود بالذات بهردو معنى حكيم على الاطلاق است ، و نسبت همهء علوم و حكم بعلم تام و حكمت كاملهء او ، نسبت ضعف به قوت و نسبت فقر بغنا و نسبت نقص بكمال است . متفطن باش .
تنبيه " لطيف "
از اينجا متفطن ميشوند ارباب بصيرت و اصحاب فطنت كه حكمت مبدأ اعلى عين عنايت او ، و عنايت او ، عين ارادهء اوست ، و ارادهء او عبارتست از علم او بوجه خير در نظام اتم اشياء بر وجه رضا بنهجى كه مترتّب شود به آن نظام اتم اشياء بنهج اتقان و احكام « الحمد للّه ولىّ الافضال و الانعام » .
فصل بيستم در اثبات عدل است از براى واجب الوجود بالذات جلّ اسمه
و بيان آن ، موقوف است بتمهيد مقدمهيى و آن مقدمه از اين قرار است كه عدل ، خلاف جور و ظلم است ، و آن ، عبارتست از وضع هرشىء در موضع خود « كما ينبغى و على ما ينبغى » .
بعبارت ديگر عدل عبارت از عطاكردن است بهرصاحب حق ، حق او را ، كما ينبغى و على ما ينبغى ، و بعبارت ديگر عدل عبارتست از عطاكردن بهر قابلى آنچه را كه قابل اوست ، باندازهء حوصله و استحقاق و بنهج قابليّت و استعداد ، خواه آن قابليّت و استحقاق بحسب جبلّت اولى و امكان ذاتى باشد ، و يا باعتبار فطرت ثانيه و امكان استعدادى ، نسبت بكمالات اوليّه باشد و يا نسبت بكمالات ثانويّه ، بنحو افاضه و ايجاد باشد و بنهج تهيئه و اعداد ، اين است حق معنى عدل كه در همهء مراتب موجودات ، فى