يعنى بخوان مردم را به راه پروردگار خود به قرآن .
در نزد بصير محقق و حاذق مدقّق مخفى نيست كه همهء اين معانى اربعه بعلم بلكه بعلم تام و افضل علوم برمىگردند ، زيرا كه همه در مقام تعظيم ، و امتنان واقع شدهاند .
و در مفاتيح الغيب مذكور است كه حكيم گفته مىشود بهركسى كه كامل باشد در علم و عمل .
و در مبدأ و معاد مذكور است كه حكمت بر دو معنى گفته مىشود ، يكى علم تصورى بتحقيق ماهيّات اشياء و تصديق به آنها بيقين محض ، و ديگرى فعل محكم و آن ، عبارتست از فعلى كه جامع باشد جميع آنچه كه محتاج ميباشند به آنها كمالات اوليّه و ثانويّه و فضايل جبليّه و كسبيّه .
و در كتاب علم اليقين مذكور است كه حكمت عبارتست از معرفت افضل اشياء بافضل علوم .
و گاهى گفته مىشود حكيم به كسى كه متقن و محكم باشد صنع او و حسن و نيكو باشد فعل او .
از اين كلمات ظاهر و منكشف مىشود كه حكمت عبارت از علم تام و عمل تام است نه هرعلمى و عملى و نه هرادراكى و صنعى متفطن باش .
از اينجا مأخوذ است تعريف حكمت بعلم بحقايق اشياء بنهجى كه ثابتند در واقع و نفس الأمر تصوّرا و تصديقا ، به قدر طاقت بشريّه ، خواه تصديق محض و اعتقاد صرف باشد و آن را حكمت نظريّه ميگويند ، و منقسم مىشود بحكمت الهى كه باحث است از عوارض موجود من حيث انّه موجود ، و آن ، نيز منقسم است بعلم ربوبيّات كه باحث از احوال ذوات مفارقه است و بعلم كلى و فلسفهء اولى كه باحث از عوارض امور عامه و نعوت كلّيّه است و بحكمت طبيعى كه باحث است از احوال جسم طبيعى از آن جهت كه قابل حركت و سكون است .
و بحكمت رياضى كه باحث است از عوارض كمّيّات متصله و منفصله ، و خواه متعلق بكيفيت عمل باشد و آن را حكمت عمليّه ميگويند ، و اين منقسم مىشود بعلم اخلاق و آن حكمتى است كه به آن ، معيشت دنيويّهء انسان فاضل و تمام و حيات اخرويهاش كامل و تام باشد ، و بحكمت منزليّه كه متعلق بتدابير و سياسات مجتمعين در منزل واحد است ،
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 454
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٤٥٤