فصل نوزدهم در بيان اينكه واجب الوجود بالذات حكيم على الاطلاق است
و تحقيق آن موقوف است بتمهيد دو مقدمه مقدمهء اول ، آنست كه صاحب صحاح گفته است كه : حكمت بمعنى علم ، و حكيم بمعنى عليم ، و صاحب حكمت ، و بمعنى متقن از امور است . و در امور عامهء اسفار اربعه مذكور است كه حكمت گاهى گفته مىشود بر علم حسن و عمل نيكو ، و آن ، بعلم عملى خصوصيتش بيشتر است از علم نظرى .
و گاهى گفته مىشود بر نفس علم در بسيارى از استعمالات . تمام شد كلام اسفار .
و اهل تفسير گفتهاند كه : حكمت در صحيفهء الهيّه به چهار معنى استعمال شده است ، يكى از آنها مواعظ است ، مثل قول خداوند عالم در سورهء بقره
« وَ ما أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتابِ وَ الْحِكْمَةِ »
يعنى آنچه كه نازل شده است بشما از مواعظ و كتاب و مثل آن ، در سورهء نساء « و انزل عليكم الكتاب « 1 » و الحكمة » و مثل آنست در سورهء آل عمران .
دوم از آنها فهم و علم است ، مثل قول او در سوره لقمان : « و
آتَيْنا
« 2 »
لُقْمانَ الْحِكْمَةَ »
يعنى عطا كرديم بلقمان فهم و علم را . و مخزن علوم ربّانى موسى بن جعفر « عليه السّلام » نيز به اين معنى تفسير فرمودهاند حكمت را در اين آيهء كريمه در حديث هشّام بن حكم كه در كتاب عقل و جهل از اصول كافى مذكور است .
سوم ، نبوت است مثل قول او در سورهء نساء « و لقد
آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ
« 3 »
وَ الْحِكْمَةَ »
يعنى بتحقيق عطا كرديم به آل ابراهيم كتاب و نبوت را .
چهارم ، قرآن است مثل قول او در سورهء نحل
« ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ
« 4 »
بِالْحِكْمَةِ »
هامش
( 1 ) - ط 4 ى 113 :وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ . . .و در آل عمران( وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ )س 3 ى 43 . . .( وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ . . . )س 3 ى 157 .
( 2 ) - س 31 ى 11 :وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ . . .( 3 ) - س 4 ى 57فَقَدْ آتَيْنا . . .( 4 ) - س 16 ى 126 .