تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
ليست بازليّة ، كان اللّه عز و جل و لا متكلّم » زيرا كه مراد از كلام ، در كلام آن جناب ، كلام بمعنى سوم است نه بمعنى دوم . بعد از تقديم اين لمعات و تمهيد اين مقدمات ميگويم كه : چون محقق گرديد كه تكلّم از عوارض وجود من حيث انّه وجود و از كمالات موجود من حيث انّه موجود است ، پس برهان دوم و سوم و چهارم و ششم و هفتم از براهين اثبات مقصد اول از مقاصد علم ، مثبت اين مقصد اعلى و براهين بر اثبات اين مطلب اعلى نيز ميباشند . رجوع كن و متفطن و متدبّر باش . و جماعتى از فحول علما در اثبات اين مدعا متمسّك شده‌اند به آنچه كه در لسان ملت بيضاء اسلام بلكه در السنهء جميع ارباب شرايع حقّه و اديان سابقه به حد ضرورت و تواتر رسيده است كه خداوند يگانه ، متكلّم است و ضرورت و تواتر كاشفند از اخبار مخبر صادق و خبر صادق مطابق واقع بلكه عين واقع است ، و اين حجت نيز در غايت قوت و متانت است و از مناقشهء دور بالكليّه مبرّا و معرّاست ، زيرا كه اثبات نبوت بعنوان تكلّم موقوف نيست بلكه ظهور معجزه بعد از ثبوت علم و قدرت و امتناع اجراى معجزه بريد كاذب در ثبوت نبوت كافى است . برهان هفتم بر اين مقصد اعلى آنست كه در مباحث قدرت متحقق گرديد كه قدرت واجب الوجود بالذات قدرت عامه و قيوميّتش قيوميّت مطلقه است و از بيّناتست كه ايجاد حروف و كلمات به آن معنى عام كه مبيّن گرديد بواسطه ، يا بىواسطه ، از جملهء ممكناتست ، و از فرض وقوعش محالى ناشى نمىشود ، و هرچيزىكه چنين باشد لا محالة مشمول قدرت عامه و قيوميّت مطلقه مىباشد ، پس همهء كلمات وجوديه و حروف عينيّه ، ابداعيّه بوده باشند يا كونيّه ، ملكيّه بوده باشد يا انسيه ، بمبدأ اعلى منتهى ميشوند و در قيّوميّت مطلقه و فيّاضيّت عامهء او مستغرق و مستهلكند ، و بسوى اين برهان اشاره فرموده است سلطان المحققين نصير الملة و الحق و الدين محمد ابن محمد الطوسى « قدس سره القدوسى » در الهيات كتاب تجريد بكلام خود : « و عموميّة القدرة تدلّ على ثبوت الكلام » يعنى عموم و شمول قدرت مبدأ اعلى « جلّ اسمه » دلالت مىكند بر ثبوت تكلّم و ايجاد او حروف و كلمات را . و قول محقق لاهيجى در شرح الهيّات تجريد كه اين برهان تمام نميشود تا ضمّ