تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
اوادنى است ، چنان كه « من لدن حكيم » خبير اشاره به آن مقام است ، زيرا كه نزد حكيم خبير مكان نيست ، بلكه اشاره بقرب معنويست ، و تفصيل ، اشاره بمراتب هبوط و نزول اوست « فى كل بحسبه » و نعم ما قيل : « هبطت اليك من المحل الأرفعى - و رقاء ذات تعزّز و تمنعى » متفطن باش و بهردو چشم بصيرت نظر كن تا جامع بين النشأتين و حاوى بين المنقبتين باشى . و در حديث ديگر وارد است « انّ للقرآن ظهرا و بطنا ، و لبطنه بطن الى سبعة ابطن » و هرمرتبه‌يى از آن مراتب قرآن صادق و كلام اللّه ناطق است ، و از جابر مروى است كه سؤال كردم از امام محمد باقر « عليه السّلام » از چيزى از تفسير قرآن ، پس جواب داد به من بجوابى ، دوباره سؤال كردم پس جواب داد بجواب ديگر ، گفتم فداى تو شوم ، جواب دادى در اين مسأله به غير اين جوابها در روز گذشته ، پس فرمودند اى جابر بدرستى از براى قرآن بطنى ثابت است ، و از براى بطن آن ، نيز بطنى متحقق است و از براى آن ، ظهرى ثابت و از براى آن ظهر ، نيز ، ظهرى متحقق است . و از فيضل بن يسار مرويست كه سؤال كردم از امام محمد باقر « عليه السّلام » كه چه معنى دارد اين روايت كه نيست در قرآن آيه‌يى مگر اينكه از براى آن ، ظهرى و بطنى است ، و نيست در آن ، حرفى مگر اينكه از براى آن ، حدّيست ، و از براى هرحدى مطلعى است ، كه از براى آن ، ظهرى و بطنى ثابت است ؟ فرمودند : ظهر قرآن عبارت از تنزيل آنست و بطن آن ، عبارت از تأويل قرآن است . تا آخر حديث . علاوه بر اينها اطلاق كلمات و اسماء و كتب بر حقايق اشياء و بر صور ملكوت اسفل و اعلى در لسان مشكات نبوت و ولايت و در زبان اساطين حكمت و معرفت ، لا تعد و لا تحصى ، است
« لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ
« 1 »
رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً »
با اينكه حقيقت و حقيّت اين مطلب از مسألهء سابقه و از تدبّر در لمعات مسائل سابقه در نزد صاحب بصيرت بغايت ظاهر و روشن است ، پس كلام خداوند عالم منحصر بالفاظ و عبارات ناسوتيّه و مقصور بر صور كونيّه و نقوش لوحيه
هامش
( 1 ) - س 18 ى 109 .
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 447 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني