تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
كه خود نيز بالفاظ و عبارات موصوف نمىتوانند شد ، زيرا كه محقق گرديد كه الفاظ و عبارات منتظم از حروفند ، و حروف عارض اصواتند ، و اصوات به هوا قائمند ، پس چگونه صفت خداوند جليل مىتوانند شد
« نَسُوا اللَّهَ
« 1 »
فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ » .

لمعة " عرشيّة "

بدانكه از براى كلام مبدأ اعلى ظهرى ثابت و بطنى متحقق است ، و از براى بطنش نيز بطنى ثابت است الى ما شاء اللّه
« ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ
« 2 »
فِي الْعِلْمِ »
و در حديث وارد است « ان للقرآن ظهرا و بطنا و حدّا و مطلعا » يعنى از براى « 3 » قرآن ظهرى و بطنى ثابت و حدى و مطلعى متحقق است ، و مطلع در لغت موضع اطلاع است از مكان عالى و مراد از آن ، در اين مقام اعلى مراتب قرآن و قصوى درجات آنست كه محل نزول و هبوط كلام حق است بمنازل ديگر و نشئآت آخر تا منتهى شود بالفاظ و عبارات ناسوتيه و بصور و نقوش كونيّه چنان كه در صحيفه الهيه وارد است
« إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتابٍ
« 1 »
مَكْنُونٍ ، لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ، تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ »
پس مطلع اشاره بمراتب قصوى و درجات علياى قرآن است چنان كه كلام خداوند جليل
« إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتابٍ
« 4 »
مَكْنُونٍ . . . »
اشاره به آن مراتب است ، و حد اشاره بمراتب نزول است ، چنان كه تنزيل من رب العالمين اشاره به آن مراتب است . بدانكه همچنانكه ظاهر قرآن را بدون طهارت ظاهرى مس نميتوان كرد چنان كه در شريعت حقّه مقرر است ، باطن آن را نيز بدون طهارت باطنى كه عبارت از تطهير نفس از رذايل نفسانيّه و شواغل ماديّه و تنظيف او است از اخلاق رديّه و ملابس كونيّه و تزكيهء آنست از افعال قبيحه و اعمال غير مرضيّه ، مسّ نمىتوان نمود ، و نعم ما قيل :
هامش
( 1 ) - س 59 ى 19 . ( 2 ) - س 3 ى 5 . ( 3 ) - اين حديث بمضامين مختلف در كتب احاديث عامّه و خاصّه از حضرت ختمىمرتبت و المّهء شيعه نقل شده است . رجوع شود بمقدمهء نگارنده بر متشابهات القرآن صدر الحكما چاپ مشهد از انتشارات دانشكده الهيّات مشهد . ( 4 ) - س 56 ى 76 - 80 .