- رو مجرد شو مجرد را ببين -
« وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما
« 1 »
لَهُ مِنْ نُورٍ »
متفطن باش ، از اين جهت است كه خاتم انبياء « عليه آلاف التحية و الثناء » فرمودهاند : قرآن خلق من است ، متدبّر باش و كلام خداوند جليل در سورهء زخرف
« حم وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ
« 2 »
لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ »
نيز اشاره به اين دو مرتبه است ، و حال آنكه از فقرات زيارت ششم كه از مشكات ولايت وارد و در نزد علماى فرقه محقّه مقبول است مستفاد مىشود كه مراد از « علىّ حكيم » على بن ابيطالب « عليه السّلام » است و آن فقره اينست « الذى ذكره اللّه فى محكم الآيات فقال تعالى انّه فى ام الكتاب لدينا لعلى حكيم » متفطن باش .
و نيز از مشكات ولايت وارد است « 3 » در تأويل
« الم ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ
« 4 »
فِيهِ »
كه مراد از ذلك الكتاب على بن ابى طالب است .
و مفسّرين گفتهاند كه اختيار ذلك ، بر هذا ، از براى اشاره ببعد درجه و علوّ مرتبهء آن كتاب است .
و نيز از آن معدن ولايت وارد است « انّ جميع القرآن فى باء بسم اللّه ، و انا نقطة تحت الباء » مراد از باء ، مرتبهء وجود ختمىمآب است « صلّى اللّه عليه و آله » زيرا كه او اول مخلوقاتست چنان كه در اخبار متظافره وارد است ، پس واسطهيى در ميانهء او و واجب الوجود بالذات متحقق نميباشد پس مرتبهء وجود او دوم مرتبهء وجود است ، لهذا رحمة للعالمين و واسطهء همهء فيوضات و خيراتست ، و تعبير از صاحبولايت بنقطه ، به جهت اين است كه ولايت او تبع ولايت خاتم انبياء ، و مرتبهء نازله از ولايت اوست ، متفطن باش ، و همچنين كلام خداوند يگانه
« كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ »
اشاره به اين دو مرتبه است ، احكام اشاره بمقام اجمال و ثبات اوست كه مرتبهء قلم اعلى و مقام
هامش
( 1 ) - س 24 ى 40 .
( 2 ) - س 43 ى 1 - 3 .
( 3 ) - چون آنحضرت بحسب مقام باطن ولايت مطلع كتاب وجود است و مظهر حق اول است باعتبار ظهور و تجلى حق در مظهر حقيقت علويه باسم - المتكلّم - در مقام و احديّت و ظهور آنحضرت بنفس رحمانى در مظاهر خلقى و لذا قال : أنا آدم الأول .
( 4 ) - س 2 ى 1 - 2 .