تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
مجاز مرسل از قبيل تسميه مدلول باسم دالّ نباشد ، و نيز از كجا مشخص است كه از براى تبعيّت و پيروى مذهب اشعرى نباشد ، و بر تقدير تسليم صراحت كلام اخطل در مدعاى او چگونه در اثبات مطالب كلاميّه و خصوصا اين مطلب اعلى بكلام شاعرى تكيه ميتوان نمود با اينكه گفته‌اند كه در مطالب كلاميّه يقين معتبر است ، و با اينكه در اثبات مطالب عربيّه و مقاصد لغويّه محل خلاف و مورد نزاع است كه خبر واحد حجت و دليل باشد
« نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ
« 1 »
أَنْفُسَهُمْ ،
وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ
« 2 »
مِنْ نُورٍ »
و نعم قال سلطان المحققين نصير الملة و الحق و الدين المحقق الطوسى « قدس سره القدوسى » فى نقد المحصل : فقد صارت مسألة الكلام الى ان قام العلماء فيها و قعدوا ، و ضرب الخلفاء لاجلها الأكابر بالسّوط بل بالسيف ، و هى مبنيّة على هذا البيت الذى قاله الأخطل » . ملخّص ترجمه‌اش آنست كه تشاجر و تنازع در مسألهء كلام نفسى به حدى رسيد كه خلفاء منكرين آن را بتازيانه بستند و شمشير زدند ، و حال آنكه اين مذهب غلط موجب فساد ، مبنى است به اين شعرى « 3 » كه اخطل گفته است . و نيز تمسّك كرده‌اند در اين باب باينكه متكلّم آنست كه قائم باشد به او كلام نه اينكه ايجاد كند كلام را ، اگرچه در محل ديگر باشد ، و الا لازم مىآيد كه موجد حركت در جسم ديگر متحرّك باشد . جوابش آنست كه مسلّم است اين كلام در صورتى كه مراد از قيام ، قيام عنه و يا از كلام تكلّم ، و مراد از قيام ، مجرد اتصاف باشد نه قيام عرض بموضوع تا شامل عينيّت نيز تواند شود ، و الا باطل و عاطل و از درجهء اعتبار ساقط است ، و الا لازم مىآيد كه هوا نيز متكلّم باشد ، زيرا كه باتفاق الفاظ و عبارات و حروف و اصوات به آن ، قيام دارند . و اين استدلال مصدق است آنچه را كه بيان نمودم از غفلت و خبط ايشان متفطن باش .
هامش
( 1 ) - س 59 ى 19 . ( 2 ) - س 24 ى 40 . ( 3 ) - از چنين خلفانى اعتقاد بقولى به اين پايه از سستى كمال تناسب موجود است . انحراف از حقيقت و اعراض از حملهء وحى منشأ اصلى گمراهى در عقايد مسلمين شد و هنوز هم بعضى از معاصران در ممالك عربى گرفتار اين قبيل از اوهامند .
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 443 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني