حروف زمانى ميباشند خصوصا بنا بر مذهب كسانى كه مىگويند حرف عبارتست از صوتى كه معروض كيفيت مذكوره باشد ، زيرا كه صوت لا محالة زمانى است به جهت اينكه تابع حركت است ، و از بيّناتست كه حركت زمانى الوجود است ، و همچنين كيفيتى كه عارض زمانى است از آن جهت كه عارض زمانى است لا محالة بايد زمانى باشد ، پس تفاوت در ميانهء آن اقسام باعتبار قلّت ازمنه و كثرت آنها است ، و موجود نيست در ميانهء آنها ، آنى حقيقى . تمام شد كلام آن محقق .
مخفى نماناد كه اكثر اين كلمات خالى از مناقشات نيستند بلكه مبنى بر ظن و تخمينند متفطن باش .
لمعة " كلاميّه
بدانكه كلام منتظم مىشود از حروف چنان كه محقق طوسى در تجريد فرمودهاند :
« و ينتظم منها الكلام » و كلام در لغت چنان كه محقق رضى گفته است آنچيزيست كه تكلّم و تنطّق كرده شود به آن خواه موضوع باشد و خواه مهمل ، و خواه مؤلف باشد از دو حرف يا بالاتر و يا بسيط باشد .
و در نزد متكلّمين چنان كه ظاهر كلام علامهء حلّى و صريح كلام محقق لاهيجى « قدس سرهما العزيز » است مساوق لفظ موضوع و آن ، منقسم است اولا بمفرد و مؤلف ، و اول ، منقسم است باسم و فعل و حرف در نزد نحات ، و باسم و كلمه و ادات در نزد منطقييّن .
و دوم ، منقسم مىشود بتام و غير تام ، اول منقسم مىشود بخبر و انشاء ، و خبر منقسم مىشود به اسمى و فعلى ، و فعلى منقسم مىشود بماضى و حالى و استقبالى .
و انشاء منقسم مىشود بامر و نهى و استفهام و تمنّى و ترجّى و عرض و ندا ، و غير تام منقسم مىشود بتقييدى مثل غلام زيد و رجل فاضل ، و غير تقييدى مثل فى الدّار .
تنبيه "
بدانكه از بيّناتست كه كلام به اين معنى كه مذكور شد صفت متكلّم نمىتواند شد .