زيرا كه حركات در نزد ايشان از اقسام حروف شمرده ميشوند .
و دوم عبارت از ساير حروف است ، و مندرج است در تحت صامته الف ، و واو ، و يا ، هرگاه متحرك باشند و يا ساكن باشند - و حركات ما قبل آنها از جنس آنها نباشد .
تقسيم " آخر "
بدانكه حروف يا متماثلند ، مثل دو - ميم ساكن - و يا - دو ميمى - كه متحرك باشند بيك نوع از انواع حركت ، و يا مختلفند بالذات مثل ميم و نون ، و يا بالعرض مثل ميم مفتوح و ميم مضموم .
تقسيم آخر "
بدانكه قسمت كردهاند حروف را بزمانى صرف ، و بآنى صرف ، و بآنى كه شبيه باشد بزمانى .
اول مثل حروف مصوّته و مثل فا ، و قاف ، و سين ، و شين ، و مانند آنها از حروف صامته كه قابل تمديد مىباشند بدون توهّم تكرار .
دوم مثل تا ، و طا ، و دال ، و مانند آنها از حروف صامته كه قابل تمديد نميباشند بدون توهّم تكرار ، بلكه موجود نمىباشند مگر در آخر زمان حبس نفس هرگاه در آخر باشند ، مثل - بيت - و - فرط - و - ولد - و يا در اول زمان ارسال نفس هرگاه در اول باشند مثل - تراب - و - طرب - و - دؤب - و يا در آنى كه واسطه باشد در ميانه آنها هرگاه در اواسط كلمات باشند مثل - وتد - و - بطر - و - ادب - و عروض اين قسم از حروف بصوت از قبيل عروض نقطه به خط و عروض آنها به زمان مىباشد ، بخلاف قسم اول كه آنجا همچنانكه صوت زمانى است آن حروف نيز زمانيند .
سوم مثل حا ، و خا ، و را ، و مانند آنها از حروف صامته كه قابل تمديد نميباشند ولى مجتمع ميشوند در نزد تلفظ به آنها افراد متماثله كه در نزد حس ممتاز نميباشند ، پس خيال كرده ميشوند حرف واحد زمانى مثلا - راء - در آخر دار رآت متواليه متماثله است و ليكن در نزد حس امتياز ندارند .
و محقق طوسى قدس سره القدوسى در كتاب تجريد متعرض اين تقسيم نشدهاند و محقق لاهيجى عذر خواسته است از قبل او باينكه مقتضاى تحقيق آنست كه همهء