تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
و بطلان مذهب جماعتى كه سمع و بصر مبدأ اعلى را مثل سمع و بصر ما بادراك حسى حمل كرده‌اند . بعضى از ايشان گفته‌اند كه اينمعنى از براى او ثابت است باعتبار قوا و آلات و اين به جهت اعتقاد تجسّم است در مبدأ اعلى « جلّ اسمه ، و تعالى اللّه عمّا يقول الظالمون علوّا كبيرا » . و بعضى گفته‌اند كه بدون آلات ثابت است و متفطن نشده‌اند كه احساس بدون آلات از قبيل قورمه چلو بىگوشت ، و كوسهء ريش‌پهن است . بلى هرگاه مراد ايشان از احساس بدون آلات انكشاف حضورى عينى باشد چنان كه محقق گرديد ، - فنعم الوفاق - ولى از طريقهء ايشان دور و از مسلك ايشان بيرونست ، و بهزار من سريشم بمذاق ايشان نمىچسبد .

تنبيه "

مخفى نماناد كه از آنچه محقق نمودم ظاهر گرديد كه سمع و بصر قسمى از اقسام علمند و آن ، علم حضورى اشراقى است . خواه بقوا و آلات محتاج باشد و يا بدون آنها متحقق شود ، پس زايدند بر مطلق علم باعتبارى و عين علمند باعتبار ديگر ، پس باطل شد قول بعينيّت من جميع الجهات ، و فاسد شد قول بزيادتى من جميع الحيثيات .

وهم " و ازاحة " [ نقل تحقيق از صاحب اسفار ، صدر محققين در مقام ]

اگر بگوئى كه مراد از انكشاف حضورى ، حضور شىء از براى نفس و يا خضور معلول از براى علت است ، و در صورت سمع و ابصار احساسى ، محسوسات امور خارجيّه‌اند ، و از بيّناتست كه مسموعات و مبصرات معلول سامع و مجعول مبصر نيستند ، پس چگونه حكم كردى كه مطلق سمع و بصر انكشاف حضورى اشراقى نيست ؟ ميگويم : كلام در مبصر بالذات و مسموع بالذاتست نه در مسموع بالعرض و مبصر بالعرض ، و امور خارجيّه مدرك بالذات نيستند