الوجود بالذات عالم است بذات خود و بساير اشياء ، و در مسألهء توحيد بمعنى سوم محقق گرديد كه قيّوم كل هويّات و فاعل همهء انياتست بىواسطه و يا بواسطهيى از وسايط و در مسألهء قدرت ثابت شد كه قادر است بهمهء اشياء و مختار است در همهء افعال ، و در اول اين لمعه گذشت كه مناط علم و قدرت حياتست ، پس قياسى به شكل طبيعى منتظم مىشود و آن اين است كه واجب الوجود بالذات عالم و قادر است و هرعالم و قادر حىّ است پس واجب الوجود بالذات حىّ است و چون از بيّنات و بديهياتست « 1 » در نزد عارف بحقيقت و حقيّت لمعه سابقه كه حيات كمالى از كمالات وجود است ، پس برهان دوم و سوم و چهارم و ششم و هفتم از براهين اثبات مقصد اول از مقاصد علم واجب الوجود بالذات مثبت اين مقصد اعلى نيز ميباشند . متفطن باش و بدانكه جماعتى از علما متمسّك شدهاند در اثبات اين مدعا به آنچه كه در لسان ملت بيضاء اسلام بلكه در السنهء جميع ارباب شرايع حقّه و اديان سابقه به حد ضرورت و تواتر رسيده است كه خداوند يگانه حىّ است بحيات حقّه و ضرورت و تواتر كاشفند از اخبار مخبر صادق و خبر مخبر صادق مطابق واقع بلكه عين واقع است . و اين حجت نيز در غايت متانت و قوتست و از مناقشهء دور بالكلّيّه مبرّا و معرّاست ، اگرچه اثبات علم و قدرت خداوند يگانه باجماع و ضرورت و بكتاب و سنّت خالى از مناقشهء دور نمىباشد .
فصل شانزدهم در اثبات سمع و بصر است از براى واجب الوجود بالذات جل اسمه
و تحقيق آن بنحو تمام موقوفست بتقديم لمعهيى و آن لمعه اين است :
سمع كه در زبان فارسيان تعبير از آن بشنيدن و شنوائى است ، عبارت از شهود اصوات و حضور كلماتست از براى مدرك .
هامش
( 1 ) - لا يخفى ان ما ذكره استادنا المتألّه اتم و الطف مما ذكره المؤلف العلامة - قد هما -