تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
حيات واجب الوجود بالذات اتم و اعلاى انحاء حياتست ، زيرا كه محقق گرديد كه علم او بذات خود و بساير اشياء اتم و اعلاى انحاء علوم و ادراكاتست بحيثيتى كه نسبت همهء علوم و ادراكات بعلم او نسبت نقص به تمام و نسبت ضعف به قوت و نسبت متناهى به غير متناهى است ، و نيز محقق گرديد كه فاعليّت او اتم و اعلاى انحاء فاعليّت است ، زيرا كه قيّوميّت او مطلقه و فيّاضيّت او عامّه است . و همچنين حيات عقول قدسيّه اتم است از حيات نفوس بشريّه و حيات آنها اتم است از حيات نفوس حيوانيّه . و نيز در لمعات عينيّت صفات منكشف گرديد كه صفات و عوارض وجود من حيث انّه وجود عين وجودند بحسب ذات و انيّت و مغاير او ميباشند باعتبار معنى و مفهوم . پس حكم حيات حكم وجود است در تماميّت و كماليّت و در واجبيّت و ممكنيّت و و در جوهريّت و عرضيّت . پس حيات واجب الوجود بالذات « 1 » واجب الوجود بالذات است و در جواهر مجرده جوهر است و در حيوان كيفيتى از كيفيّات نفسانيّه است . بعد از تمهيد اين لمعه ميگويم : برهان اول بر اين مقصد اعلى آنست كه منكشف گرديد كه حيات عين وجود است بحسب ذات و هويّت و مغاير اوست باعتبار معنى و مفهوم ، و محقق گرديد كه حقيقت واجب الوجود بالذات صرف حقيقت وجود و حقيقت صرفهء وجود است ، پس قياسى بنظم طبيعى منتظم مىشود و آن ، اين است كه واجب الوجود بالذات وجود است و هروجودى حىّ است و حياتست بنفس خود ، پس واجب الوجود بالذات حىّ است ، و حيات است بذات خود . صغرى در مسألهء عينيّت وجود در واجب الوجود بالذات محقق گرديد و كبرى در لمعات مسألهء عينيّت صفات به حد انكشاف آمد . برهان دوم ، آنست كه در مقصد اول و دوم از مقاصد علم منكشف گرديد كه واجب
هامش
( 1 ) - چون وجود در مقام احديّت عين حيات است و حق به تمام هويّت فاعل وجود است يعنى صريح ذات متجلى است در مراتب وجود ، هرجا وجود است حيات نيز هست و گرنه لازم مىآيد ، صريح ذات علت اشياء نباشد ، اخذ كن اين تحقيق را كه دليلى تام بر مدعاست على ما سمعت من استادنا الحكيم النحرير الحاج ميرزا ابو الحسن القزوينى « اعلى اللّه قدره » ايام استفادتى منه - رضى اللّه عنه - جلال آشتيانى .