نيستند و اين مطلب به نحوى از بسط و تفصيل در لمعات اثبات عينيّت صفات گذشت رجوع كن و متفطن باش .
خلاصهء كلام چون لمعات اين مسألهء شريفه و لمعات مباحث سابقه در دفع آن شبهات و اوهام و در قلع ريشهء همه آن ظلمات و خيالات بنحو تمام ، كافى و وافيند ، و اختصار نيز ما امكن مطلوب است ، از تفصيل ذكر آن شبهات و از بسط در اجوبهء آن ظلمات اعراض كردم ، با اينكه بمواضع اختلالات و اشتباهات آن شبهات نيز اشاره نمودم و از براى ارباب بصيرت و ارباب فطنت كافى و وافى است
« وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ
« 1 »
مِنْ نُورٍ » .
فصل پانزدهم در اثبات حيات واجب الوجود بالذات است
و تحقيق آن ، كما ينبغى موقوف است بتقديم لمهيى
[ بيان معناى حيات بطور مطلق ]
و آن ، اين است كه ، حيات عبارت است از صفتى كه مناط ادراك و فعل باشد ، يعنى مترتّب شود به آن ، ادراك و فعل ، خواه ترتّب ، ترتّب خارجى باشد و يا مجرد ترتّب عقلى باشد كه در نزد ملاحظهء تفصيليّهء مفهومات حاصل مىشود چنان كه سابقا بيان نمودم .
و خواه ادراك از باب احساس باشد و يا از باب تعقّل ، و خواه فعل از قبيل تحريك باشد و يا مجرد افاضه و افاده .
و بعبارت ديگر خواه بقوا و آلات محتاج باشند و يا مستغنى باشند از آنها ، و خواه مبداء ادراك و فعل زايد باشند بر ذات فاعل و مدرك ، و يا متحد باشند با او بحسب ذات و هويّت .
مثال اول ، در همهء مذكورات انسان و حيوانست نسبت ببعضى از افاعيل و ادراكات خود .
هامش
( 1 ) - س 24 ى 40 .