آدم سببا لعمارة الدنيا » و نيز وارد است « لو لا انّكم تذنبون لذهب اللّه بكم و جاء بقوم يذنبون » يعنى گردانيدهام معصيت بنى آدم را سبب از براى عمارت دنيا ، و هرگاه شما معصيت نمىكرديد هرآينه خداوند عالم شما را مىبرد و قوم ديگر موجود مىكرد كه گناهكار باشند . و سرّ آنچه كه مستفاد مىشود از اين دو حديث از لمعات سابقه مستنبط ميتواند شد . متفطن باش .
و غافل از اينكه اين آيات و اخبار معارضند با نصوص ديگر از آيات و اخبار در اصول كافى از محمد بن مسلم مرويست كه گفت : شنيدم از ابى جعفر « عليه السّلام » كه فرمودند :
خداوند عالم در بعضى از كتب منزله فرمودهاند « انا اللّه ، لا إله الا انا ، خلقت الخير و خلقت الشرّ فطوبى لمن اجريت الخير على يديه ، و ويل لمن اجريت الشرّ على يديه ، و ويل لمن يقول كيف ذا و كيف ذا ؟ » .
يعنى الهيّت و معبوديّت و واجبيّت و خالقيّت منحصر به من است ، خلق كردهام خير و شرّ را . پس خوشا به حال كسى كه جارى ساختهام خير را بر دو دست او ، و واى بر حال كسى كه جارى ساختهام شرّ را بر دو دست او ، و واى بر حال كسى كه بگويد كه چرا اين خير شد و آن شرّ ، و چرا - خير جارى شد در دست اين و شرّ جارى شد در دست آن .
و مثل اين است حديث ديگر كه در آن كتاب مستطاب مذكور است .
و نيز در آن كتاب مرويست از موسى بن جعفر « عليهما السّلام » كه فرمودهاند : « لا يكون شىء فى السماوات و لا فى الارض الا بسبع ، بقضاء و قدر و ارادة و مشيّة و كتاب و اجل و اذن ، فمن زعم غير هذا فقد كذّب على اللّه اوردّ عليه » .
و مثل آن ، حديث ديگر است از صادق آل محمد « عليهم السّلام » و در آخر او فرمودند :
« فمن زعم انّه يقدر على نقض واحدة فقد كفر » .
يعنى موجود نمىباشد چيزى در آسمانها و زمينها مگر بهفت چيز ، به قضا و قدر الهى و باراده و مشيّت و كتاب و اجل و اذن او ، پس كسى كه اعتقاد كند غير اين را دروغ گفته است بر خداوند عالم يا ردّ كرده است بر او ، و كسى كه گمان كند قادر است بر شكستن يكى از آنها پس بتحقيق كه او كافر است .
و نيز در آن كتاب مذكور است كه صادق آل محمد « عليه السّلام » فرمودند : « شاء
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 421
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٤٢١