تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦

لمعة " الهيّة " [ نظام عالم امكانى تمامترين و كاملترين نظام است كه لا اتمّ منه ]

بدانكه نظام عالم امكان از مبدعات و كاينات و از سفليّات و علويّات اتم و اعلاى نظامات و اشرف و اكمل فيوضات است بحيثيتى كه اتم و اعلاى از آن ، در حيّز امكان متحقق نمىتواند شد و احدى را از حكما و متكلّمين در اين باب خلافى و نزاعى متحقق نيست و برهان اين لمعهء الهيه از لمعات سابقه مستفاد مىشود . بيانش آنست كه محقق گرديد كه واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع جهات و الحيثيات است ، پس بايد قوت و قدرت او غير متناهى و فياضيّت و قيوميّت او اطلاقى باشد تا جهت نفاد و فناء در فيض حق و ذات او متصور نشود . هرگاه نظامى اتم از اين نظام در حيّز امكان باشد و فيّاضيّت و قيّوميّت شامل آن نباشد عجز و ناتوانى در قيوميّت ثابت مىشود و تحدّد و قصور در فياضيت لازم مىآيد ، زيرا كه قصور و نقصان فيض يا از جهت قابل است و يا از جهت فاعل ، مفروض اينست كه از جهت قابل نيست پس بايد از جهت فاعل باشد ؛ و اين معنى منافى صرفيّت و مناقض واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهات است ، متذكر باش لمعات سابقه را تا مجال تأمّل و مقام توقف نماند بدانكه از تأمّل در اين بيان و برهان منكشف ميگردد كه نظام هرنوعى از انواع كاينات و مبدعات بلكه نظام هرشخصى از اشخاص سفليّات و علويّات ، اتم و اعلاى نظامات و اشرف و اكمل فيوضات است نسبت بماهيّت آن و بقياس بمادهء قابلهء آن و فى كل بحسبه ، و نعم ما قيل :
دهنده‌يى كه به گل نكهت و به گل جان داد * بهرچه آنچه سزا بود حكمتش آن داد
پس آنچه كه از ماهيّات و از اشخاص مندرجه در تحت آن ماهيات مشرّف بتشريف فيوضات الهيّه و مزيّن بزينت لآلى خيرات وجوديه نشده‌اند و يا نخواهند شد و يا