تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
بدانكه منظور از اين بيان استدلال و اقامهء حجت و برهان نيست تا كسى بگويد كه اين نحو از بيان استقراء است و استقراء تام مسلم نيست كه حاصل باشد تا افادهء يقين كند ، و استقراء ناقص در مطالب علميّه و معارف يقينيّه از درجهء اعتبار ساقط است ، بلكه مقصود اظهار شمّه‌يى از عنايات الهيّه و حكم ربانيه و ابراز بداعت صنع و اتقان تدبير است بحيثيتى كه بعضى از درجات مصنوعات در عين مبدئيّت شرور منشأ خيرات غير محصوره و منافع غير معدوده است و الا برهان بر اينكه خيرات اين نشأهء از وجود غالبست بر شرور آن ، برهان ابطال قسم سوم و چهارم است با اينكه استقراء ناقص بنحو مذكور در اثبات اين مدعا كافى است ، زيرا كه هرگاه در اكثر كاينات نسبت شرور بخيرات نسبت قطره بدرياست ، اگر در اقل آنها شرور مساوى خيرات و يا بيشتر از خيرات باشند بلكه اگر نسبت خيراتش بشرور آن ، نسبت قطره به دريا باشد ، نمودى در جنب خيرات غير محصوره اكثر كاينات نخواهد داشت ، بلكه نسبت نقطهء بيضا در جنب صفحهء غبرا ، خواهد بود . علاوه بر اين بيان نمودم كه امور وجوديّه از آن جهت كه امور وجوديه‌اند در حد انفس خود خيرات و كمالاتند و شريت ندارند مگر باعتبار تأدى بسوى شرّ بالذات كه عدم ذات و عدم كمالى از ذاتست . و نيز بيان نمودم كه اين تأدى بالعرض و بتبعيّت آثار بالذات آن امور وجوديه است و آن آثار وجوديه نيز در حد انفس خود داخل در سنخ خيرات و ملايم مؤثّرات بالذاتند پس در هرماده‌يى از مواد ، سه قسم ، از خيريّت متحقق مىشود ، يكى خيريّت مؤثرات وجوديّه در حد انفس خود ، و ديگرى خيريّت آثار در حد انفس خود . سوم خيريت آثار نسبت بمؤثّرات ، زيرا كه از بيّناتست كه آثار بالذات شىء ملايم اوست و ملايم شىء محبوب و مطلوب اوست ، و هرگاه هرتأثير وجودى از مؤثّرات كاينات منجر به شرى از شرور باشد هرآينه در مقابل يك شرّى از شرور خيرى از خيرات واقع مىشود و حال آنكه از ضروريّات و بديهيّات است كه نه چنين است ، بلكه چه بسيار از افعال كه از طبايع و نفوس صادر ميشوند و موجب فسادى و شرى نميباشند و حال آنكه براهين لمّيّه و انّيّه قايم است بر اينكه نظام عالم بلكه نظام هرنشأه وجود افضل نظامات و اتم نظامات است و اين معنى در صورتى متصور مىباشد كه خيرش غالب باشد بر شرّش ، بلكه شرّش را در جنب خيرش نمودى نباشد چنان كه مقتضاى همان براهين است ،