تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
بالذاتست با وجود ، و محقق شد كه وجود خير بالذات است و منافى بالذات خير بالذات شرّ بالذاتست زيرا كه شرّ بالذات نيست مگر منافى بالذات خير بالذات .

[ بيان آنكه ماهيّات اشياء بماهى هى نه خير و نه شرند ]

از اينجا ظاهر مىشود كه ماهيّت اشياء در حد انفس خود نه بخيريّت موصوفند و نه به شرّيّت ، نه محبوب بالذاتند و نه مبغوض بالذات و نه مطلوب بالذاتند و نه مهروب بالذات ، بلكه با محبوب ، محبوبند ، و با مبغوض ، مبغوض ، با تمام ، تمامند ، با نقصان ، نقصان ، با كمال ، كمالند ، با قصور ، قصور ، و نعم ما قيل :
« از ضعف بهرجا كه رسيديم « 1 » وطن شد »
و آنچه كه مشاهده مىشود از شرور در موجودات عالم امكان باعتبار اختلاط اعدام و نقصانات و به جهت امتزاج قصورات و امكاناتست ، و اين نحو از اختلاط و امتزاج مقتضاى وجود من حيث انّه وجود نمىتواند شد ، و الا لازم مىآيد كه وجود صرف متحقق نباشد ، و اين منافى براهين ساطعه و حجج نيّره است چنان كه گذشت ، بلكه از لوازم مجعوليّت و معلوليّت و از ضيق نشئآت و قصور ماهياتست . از اينجا منكشف و هويدا ميگردد كه خير صرف ، و صرف خير و كمال مطلق ، و مطلق كمال ، و خير الخيرات و تمام من جميع الحيثيات منحصر است بواجب الوجود بالذات « جلّ اسمه » كه وجود صرف ، و صرف وجود ، و نور محض ، و محض نور ، و مبداء اعلى و فوق التمام است .
« من هرچه خوانده‌ام همه از ياد من برفت * الا حديث دوست كه تكرار ميكنم »
و باقى مراتب وجودات و درجات موجودات از اختلاط شرور و نقصان و از امتزاج قصور و عدمات بالكليّه عارى و برىء نيستند با تفاوت مراتب و درجات بحيثيتى كه
هامش
( 1 ) - از ضعف بهرجا كه نشستيم وطن شد .
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 406 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني