فطنت كافى و وافى است
« وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ
« 1 »
مِنْ نُورٍ » .
نتيجة " ربوبيّة " و ثمرة " كلاميّة "
از اين بيانات و اشراقات ظاهر و منكشف گرديد كه حق حقيق و مقتضاى تحقيق و مذهب قويم و صراط مستقيم در اين مسألهء ربوبيه و عقيدهء دينيّه الحسنة بين السيّئتين و جمع بين امرين و اجتماع نقيضين است يعنى سلب از جهتى و اثبات از جهت ديگر و انكار از حيثيتى و اعتراف از حيثيت آخر چنان كه معتقد اساطين حكماى الهييّن و مذهب محققين از متكلّمين و مستفاد از آيات قرآنيه و آثار نبويّه است متتبّع و متفطن باش .
لمعة " الهية " [ بيان تفسير شيخ و صدر محققين در بيان معناى وجود و تقرير آنكه وجود خير محض است ]
بدانكه وجود من حيث انّه وجود خير محض و عدم من حيث انّه عدم شرّ محض است .
بيانش آنست كه « خير » چنان كه رئيس محققين در الهيّات - شفا - و كتاب - تعليقات - و صدر الهييّن در الهيات امور عامهء « اسفار اربعة » تفسير كردهاند ، عبارت است از چيزىكه مؤثر و مختار باشد در نزد عقلا و مبتهج و مشتاق باشند به آن ، اشياء و طلب كنند آن را موجودات بحسب فطرت و جبلت و باعتبار طبيعت و ارادت و تمام شود به آن نصيب هرشىء از كمالات ممكنه ، اوليّه بوده باشند آن كمالات يا ثانويّه .
و شرّ آنست كه مقابلات مذكورات از براى آن ، ثابت باشد .
و نافع عبارتست از سببى كه موصل باشد بالذات بخير .
و نفع و منفعت عبارتست از چيزىكه حاصل شود به آن ، ايصال بخير .
هامش
( 1 ) - س 24 ى 40 .