بحسب حقيقت و انيّت و باعتبار ذات و هويّت ، زيرا كه فاعل آنست كه افادهء وجود كند و غايت آنست كه افادهء كرده شود وجود از براى خاطر او ، خواه عين ذات فاعل باشد و يا اعلى و اشرف باشد از آن فاعل .
نمىبينى كه هرگاه فرض كنيم غايتى از غايات را قايم بذات مثل لذت و صحت و مصدر باشد بذات خود فعلى از افعال را هرآينه هم فاعل مىباشد و هم غايت .
پس محقق شد كه مراد حكماى الهييّن از نفى غايت و غرض از فعل مطلق مبداء اول ، غايت و غرضى است كه غير ذات اقدس باشد ، و اما غايت و غرض در فعل او به اين معنى كه علم او بوجه خير در نظام اتم اشياء داعى باشد بافادهء خيرات و كمالات و علت غائى باشد از براى مبدعات و كاينات ، پس تقاضا كرده است آن را فحص و برهان و شهادت داده است آن را عقول فحول ، و اذهان اكابر و اعيان ، نصّ كرده است به آن ، شيخ رئيس در مواضع متعدده از كتاب تعليقات . تمام شد كلام آن محقق .
لمعة " عرشيّة " و حكمة " قرآنيّة "
بدانكه مبداء اعلى بمعنى ديگر نيز غايت اشياء است و در لمعات اثبات عينيت صفات به نحوى از اجمال گذشت و آن اينست كه همهء اشياء بحسب جبلّت و فطرت و باعتبار طبيعت و ارادت طالب كمالات و خيراتند بحيثيتى كه هرمرتبه از مراتب طالب مرتبهء فوق و شايق بدرجهء علياست ، و واجب الوجود بالذات خير الخيرات و فوق الكمالات است ، پس همه تشوّقات و ابتهاجات و همه اغراض و غايات به او منتهى ميشوند
« أَلا إِلَى اللَّهِ
« 1 »
تَصِيرُ الْأُمُورُ ،
و
إِنَّ إِلى
« 2 »
رَبِّكَ الرُّجْعى ،
فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ
« 3 »
تُرْجَعُونَ »
ذيل اين كلام طويل و مسلكش دقيق و منبعش عميق است بسط تمامى از كلام و فراغ كاملى از زمان ميخواهد و اين فقير همه را فاقد و ضدّ هريك را واجدم ولى آنچه كه در اين لمعات و در لمعات مباحث سابقه بيان نمودهام از براى ارباب بصيرت و اصحاب
هامش
( 1 ) - س 42 ى 53 .
( 2 ) - س 96 ى 8 .
( 3 ) - س 36 ى 83 .