تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
و معلوم است و تفاوت نيست مگر باعتبار مفهوم و عنوان هرچند در بعضى مراتب اراده نگويند و مريد ننامند ، و به اين اراده و مراديّت بالذات كه عين ذاتند مراد ميباشند افعال و آثار فايضه از آن ذات ، چنان كه بعلم بذات كه عين ذاتست معلوم ميشوند اشياء صادر از آن ذات ، و تعبير از اين اراده باراده اجمالى است چنان كه تعبير از آن علم بعلم اجمالى است ولى ذات مراد است بالذات و افعال صادره مرادند بالعرض ، و به اين ارادهء اجمالى مترتّب مىشود اراده و مراديّت آثار و افعال در مرتبهء ايجاد بحيثيتى كه جهت صدور و فيضان بعينها جهت اراده و مراديّت و حيثيت اراده و محبت بعينها حيثيت مراديّت و محبوبيت مىباشد چنان كه در علم حضورى اشراقى منكشف گرديد ، و تعبير از اين اراده بارادهء تفصيلى است چنان كه تعبير از آن علم بعلم تفصيلى است ، ولى اين اراده و مراديّت بتبعيّت و بالعرض آن اراده و مراديّت است زيرا كه خيريّت آثار تبع خيريت مبدأ آثار و مترشّح از منبع خيرات و فيوضاتست و آثار شىء از آن جهت كه آثار اوست محبوب و مطلوب اوست بمحبوبيت و مطلوبيّت مبدء آثار نه بمحبوبيت ديگر و مطلوبيت آخر تا استتمام تام از ناقص و استكمال فيّاض از فيض و استجمال فاعل از فعل لازم نيايد ، و در مباحث سابقه محقق گرديد كه مفيض و مفيد و فيّاض و فعّال بضرورت و وجدان و ببرهان و عرفان بايد اقوى و اكمل و اعلى و افضل باشد از مفاض و مفاد و از افعال و آثار ، و به اين معنى تصريح فرموده است رئيس محققين الشيخ على بن سينا در كتاب تعليقات در بيان اراده واجب الوجود بالذات جل اسمه بكلام خود : اين اشياء صادرند از ذات مبدأ اعلى و مقتضاى آن ذاتند پس منافى ذات اقدس نميباشند ، و به جهت اينكه عاشق است بذات خود و مبتهج است بذات خود مريد اشياء و محب موجوداتست من حيث هو موجودات ، پس بودن اين موجودات مراد از براى او نيست از براى غرضى سواى ذاتش ، بلكه مرادند از براى خاطر ذاتش به جهت اينكه آثار ذاتند نه به جهت اينكه آن موجودات مراد بالذات و محبوب بالذاتند ، نمىبينى كه هرگاه عاشق باشى به چيزى و دوست بدارى آن را هرآينه همهء افعال و آثار صادرهء از آن چيز معشوق و محبوب ميباشند در نزد تو از براى خاطر آن شىء و بتبعيّت و بالعرض محبوبيّت و معشوقيّت او و نعم ما قال الشّاعر :
« امّر على الّديار ، ديار سامى * اقبّل ذا الجدار ، و ذا الجدار