تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
نيز از داعى بفعل مثل نفعى كه متوقّع است از فعل كتابت و از داعى به ترك مثل ضررى كه مترتّب مىشود بر فعل او ، پس قدرت و اراده و داعى متعدد مىباشند در انسان نسبت ببعضى از افعال ، و متحد ميباشند در حق مبدأ اعلى ، زايدند بر ذات در اول و عين ذاتند در دوم . و وجه تخصيص تعدد امور ثلاثه در انسان نسبت ببعضى از افعال او آنست كه امور ثلاثه نسبت ببعضى افعال باطنيهء انسان شىء واحدند ، مثل تدابير طبيعيّه و تحريكات ذاتيّه از تنميه و تغذيه و توليد و غير آنها چنان كه مخفى نيست بر متأمّل بصير در حكمت خداوند خبير در اين عالم صغير انسانى و در كيفيت ترتيب بديع و صنع منيع و نظام شريفى كه رعايت فرموده است در آن ، و وديعه گذاشته است در قواى آن ، گفته است آن محقق بعد از كلامى غرض آنست كه انسان هرگاه قصد كند باحداث فعلى يا حركتى ناچار است اولا از تصور آن و تصديق بفايده آن ، و بعد از آن ناچار است از اراده و عزم آن ، و بعد از آن ناچار است از ميلى كه متحقق باشد در اعضاى آن به تحصيل آن فعل ، پس در حقيقت اين امور اربعه يعنى علم و اراده و شوق و ميل حقيقت واحده‌اند كه موجود مىشود در عوالم اربعه و ظاهر مىشود در هرموطنى به صورت خاصّه كه مناسب باشد با آن موطن . پس محبت هرگاه موجود باشد در عالم عقل عين قضيّه و حكم مىباشد ، مثل عالم قضاى الهى ، و هرگاه موجود باشد در عالم نفس مىباشد عين شوق ، و هرگاه موجود باشد در عالم طبيعت ، مىباشد عين ميل . از اينجا ظاهر و منكشف مىشود آنچه كه در كلام اين جماعت است از صحّت و صواب از وجهى و خطا و فساد از وجهى ، بلكه از وجوهى . پس كسى كه تفسير كرده است اراده را به اعتقاد نفع ، صحيح است كلام او من حيث لا يشعر ، و از وجهى ، نه از وجه ديگر . و كسى كه تفسير كرده است آن را باينكه صفتى است كه مخصص باشد يكى از دو طرف مقدور را بوقوع ، و آن ، غير علم و قدرت است مثل اشاعره صحيح است از جهتى نه از جهت ديگر و در موضعى نه در موضع ديگر . و كسى كه گفته است كه اراده شوق متأكد است صحيح است هرگاه مرادش كلّيّت و عموم نباشد . و كسى كه گفته است كه اراده ميلى است كه تابع اعتقاد نفع باشد صحيح است نيز در مرتبه‌ئى نه مرتبه ديگر .