بالكليّة مرتفع باشند ، عزم تام محقق مىشود و با قلت آنها شوق تأكّد بهم مىرساند و با كثرت و قوت آنها شوق ضعف پيدا مىكند ، پس در صورت تحقق اعتقاد منفعت و مصلحت با قطعنظر از موانع و معارضات ، شوق متأكّد و عزم تام ثابت و قادر مختار مؤثر و اثر و فعل در خارج متحقق مىشود ، بلكه مىتوانم گفت كه امور مذكوره در حقيقت حالت بسيطه و شىء واحدند و تفاوت ندارند . مگر باعتبار ظهور و خفا و بحسب انجلا و اختفا ، به اين معنى كه موانع در منزلهء حجب و سواترند ، متفطن باش كه خالى از قوت و لطافت نيست ، پس قول باينكه اراده شوق است منافى نيست با اينكه شوق متأكّد يا عزم تام باشد ، و همچنين قول باينكه اراده عزم است منافى نيست باينكه شوق يا شوق متأكّد باشد ، متفطن باش و غنيمت شمار .
مذهب چهارم آنست كه اراده عبارتست از شوق متأكّدى كه منبعث شود از اعتقاد منفعت و مصلحت ، و ردّ كردهاند آن را باينكه گاهى فعل از فاعل مختار صادر مىشود بدون شوق متأكّد ، مثل افعال عاديه از تحريك اعضا و شكستن انگشتان و بسيارى از افعال عبثيّه و جزافيّه ، و مثل تناول ادويهء تلخ و بىمزه ، و گاهى شوق متأكّد متحقق مىشود بدون اراده ، نسبت بمحرمات و مشتبهات از براى شخص متّقى كه صاحب شهوت قويّه است .
از اينجا ظاهر مىشود كه اراده مغاير شوق است و آن ، عبارتست از اجماع و تصميم عزم و آن ، ميل اختيارى و شوق ميل طبيعى است ، از اين جهت است كه مكلّف معاقب مىشود بارادهء معاصى و معاقب نميشود باشتهاى آنها .
ميگويم در جواب اين ايراد ، كه مسلم نيست كه در افعال عاديّه و عبثيّه و جزافيّه شوق متأكّد متحقق نيست از براى فواعل مذكوره ، منتهاى مطلب آنست كه شعور بشوق متأكّد متحقق نيست ، و اين معنى به جهت سهولت و كثرت صدور افعال است ، و چگونه مىشود كه افعال مذكوره از قواى فاعله بدون شوق متأكّد صادر شود و حال آنكه افعال مذكوره ملايم فواعل خود ميباشند و ملايم شىء محبوب است در نزد آن شىء و مطلوبست از براى او . بلى ممكن است كه بعضى از افعال و ملكات مطلوب باشد در نزد قوهئى و محبوب نباشد در نزد قوهء ديگر و كمال باشد در نشأهئى و نقصان باشد در نشأه ديگر ، چنان كه راندن شهوت و ايثار غضب كمالند از براى قوه
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 387
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٣٨٧