تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
چنان كه جماعتى توهّم كرده‌اند . از اينجا معلوم مىشود در نزد بصير كه حالت تردد خلوّ از اراده و كراهت نيست بلكه اراده ثابت است باعتبارى و كراهت متحقق است باعتبارى ديگر متدبّر باش ، و در اينمقام گفته‌اند : تقدم رجلا و تؤخّر اخرى . و از اينجا ظاهر مىشود نيز كه اراده گاهى تامّه مىباشد و گاهى ناقصه ، پس باطل شد قول معترض كه گاهى اعتقاد ميكنيم منفعت را و اراده نميكنيم و اختيار نميكنيم فعل را بر ترك ، زيرا كه منتهاى مطلب آنست كه اراده تامه نباشد ، بلكه با شوق تام و عزم تمام گاهى اختيار نميكنيم فعل را بر ترك ، و حال آنكه باتفاق در اين حالت اراده متحقق است . خلاصهء كلام در تحقق اراده شرط نيست اينكه اثر لا محالة مترتب باشد ، بلكه مشروطست اين معنى باينكه موانع و معارضات مرتفع شوند و اين معنى از واضحات و بيّناتست نمىبينى كه زمينگير ميخواهد برخيزد و به جهت عدم اطاعت آلات تحريك برنمىخيزد و كشتىگير ميخواهد كه حريف خود را بيندازد و به جهت ممانعت و معارضت حريف تحقق نمىپذيرد ، و نيست اراده مگر خواستن فعل و حقيقت خواستن نيست مگر محبوبيّت و مرضيّت آن فعل از آن جهت كه محبوب و مرضى است - بالذات يا بالعرض . و بعبارت ديگر حقيقت خواستن فعل عبارتست از ابتهاج به آن فعل و حبّ آن ، و از رضاى به آن فعل و ادراك خيريّت و ملايمت آن ، و اين معنى در مرتبه‌ئى از مراتب مجرد علم بوجه خير در نظام اتمّ است بر وجه رضا و محبوبيت ، مثل ارادهء واجب الوجود بالذات و ارادهء ذوات كريمهء قدسيّه بلكه ارادهء نفوس انسانيّه نسبت بتدابير ذاتيه و افاعيل طبيعيه كه بالقياس به آنها فاعل بالرضا و بالعنايه است . و در مرتبهء ديگر شوق ، يا شوق متأكّد و يا عزم و تصميم است ، مثل ارادهء نفوس حيوانيّه و انسانيّه نسبت بافاعيل خارجيه كه بالقياس به آنها فاعل بالقصدند ، و همهء مذكورات نيز در حقيقت به نحوى از شعور بخير و ادراك ملايم برمىگردند ، بلكه از بيانات سابقه ظاهر مىشود كه تفاوت در ميانهء شوق ، و شوق متأكّد و عزم تام باعتبار كثرت و قلّت معارضات و موانع و عدم تحقق آنها است ، به اين معنى كه هرگاه موانع و معارضات