تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
و وجه وجيه و حق حقيق و مقتضاى لمعات سابقه و مباحث ماضيه در اين باب وجهى است كه صدر محققين در الهيات اسفار اربعه اشاره نموده است . بيانش آنست كه امور مذكوره بحقايق وجوديّه برمىگردند بلكه عين حقايق وجوديّه‌اند بحسب ذوات و انيّات و صاحب ماهيات و از سنخ ماهيات نيستند ، لهذا حقايق آنها در اذهان حاصل نميباشند و با وجود اين در بعضى مراتب متحد و عين يكديگر ميباشند چنان كه در مباحث سابقه محقق گرديد ، و در مراتب ديگر متغاير الهويات و متمايز الانيّات ميباشند ، چنان كه در مسألهء سابقه منكشف گرديد ، علاوه بر اين صاحب مقامات متباينه و درجات مختلفه‌اند بحيثيّتى كه بعضى از آن مراتب و درجات واجب الوجود است و ديگرى ممكن الوجود ، و بعضى جوهر است و ديگرى عرض ، چنان كه سابقا اشاره نمودم ، لهذا جمهور علما به حق حقيقت صفات مذكوره نرسيده در بعضى درجات و مقامات متحيّر مانده بعضى بتشبيه و تجسيم افتادند و بعضى ديگر بتأويل و تجوز رفتند ، حتى در نشأه خود كه عبارت از نشأه انسانى باشد در باب امور مذكوره تشاجر و تنازع را پيشهء خود ساختند و تخالف و تخاصم را شيوهء خود نموده ، اقدام افهام بعضى بالكليّه لغزش يافته بوادى جهالت افتادند ، و بعضى ديگر از جهتى اصابت نموده و از جهت ديگر خطا كرده‌اند ، لهذا تحقيق اين مقام بسط تمامى از كلام ميخواهد تا حقيقت حال منكشف گردد ، و اشتباهى از براى طلاب معارف حقّه و علوم حقيقيه باقى نماند ، پس ميگويم كه مقتضاى فحص و برهان و مستفاد از كلمات اساطين حكمت و عرفان در كشف حقيقت اين لمعهء الهيه آنست كه اراده عبارتست از علم فاعل بوجه خير و حسن در نظام تمام فعل بر وجه رضا و محبوبيّت بنهجى كه مترتّب شود به آن وجود آن فعل در اعيان يا در اذهان ، و مراد از علم مطلق ادراكست تا شامل توهم و تخيّل و يقين و غير يقين باشد و مراد از خيريّت و حسن اعم است از اينكه خير حقيقى و حسن عقلى باشد و يا خير وهمى و حسن خيالى . بعبارت ديگر مراد از خيريّت خيريّت فى الجمله است اگرچه نسبت ببعضى از نشئآت و درجات و ببعضى از مراتب و عوالم باشد ، و مراد از رضا و محبوبيت اعم است از اينكه محبوبيت و مرضيّت بالذات باشد و يا بتبعيّت و بالعرض محبوب بالذات حاصل آيد ، و مراد از ترتّب اعم است از اينكه بالذات و بىتوسط شرايط و آلات باشد مثل