باب علم ، ببسط تمام مذكور گرديد ، پس قدرت او شاملست بر همهء اشياء و هيچ ممكنى از ممكنات و هيچ موجودى از موجودات از حيطهء قدرت تامه و قيوميّت مطلقه او بيرون نمىتوانند شد ، « ما شاء اللّه كان و ما لم يشأ لم يكن ، فهو فعّال لما يريد ، و بكل شىء قدير » .
[ تقرير برهان دوم بر اثبات قدرت مطلقهء حق ]
برهان دوم بر اين مقصد اعلى آنست كه سابقا محقق گرديد كه قدرت بلكه همهء كمالات ذاتيهء وجود من حيث انّه وجود مساوق وجود بلكه عين وجودند بحسب هويت و مصداق ، و غير وجودند باعتبار مفهوم و عنوان .
و نيز محقق گرديد كه جاعليّت و مجعوليّت در ميانهء وجوداتست ، و منكشف گرديد كه نسبت وجود مجعول بوجود جاعل نسبت ضعف به قوت و نسبت نقص به تمام و نسبت جلوه بمتجلى است ، و از ضروريّات و بديهيّاتست كه صدور افعال و اعمال از انفس انسانيّه مقارن شعور و باعتبار مشيّت و ارادهء ايشانست ، پس قادر مختار ميباشند در افعال خود ، پس بايد مبداء اعلى باتم انحاء قدرت و اختيار موصوف و باكمل اقسام مشيّت و اراده متصف باشد تا بنيان اشديّت و اضعفيّت و اتميّت و انقصيّت منهدم نگردد و مجعول بالذات از جهتى از جهات اكمل از جاعل بالذات نباشد « من عرف نفسه ، فقد عرف ربّه » متفطن باش كه مسلكش دقيق و منبعش عميق است .
[ اشاره به آنكه از اكثر براهين علم ، باثبات قدرت نيز استدلال توان نمود ]
بدانكه اين دو برهان محكم البنيان و اين دو حجت شديد القوه به اين نحو از بيان از ملهمات اين فقير و از خواص اين وجيزه است الحمد للّه و المنّة ، و مخفى نماناد كه برهان دوم و سوم و چهارم و ششم و هفتم از براهين اثبات مقصد اول از مقاصد علم واجب الوجود بالذات مثبت اين مقصد اعلى نيز ميباشند چنان كه در نزد ارباب بصيرت ظاهر و منكشف است ، متفطن باش ، و بدانكه جماعتى از ارباب عقول ناقصه و جبلات قاصره ، منكر اصل قدرت واجب الوجود من جميع الجهات شدهاند ، و جماعتى ديگر نافى عموم قدرت تامهء او گرديده بآراى مختلفه و اقوال متشتّة رفتهاند و هريك از اين دو فرقه