تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
احتياج ميدانند ، لهذا حكم كرده‌اند كه ممكن تا حادث بحدوث زمانى نباشد مقدور و معلول نمىتواند شد ، و گفته‌اند كه در تحقق قدرت سبق زمانى معتبر است ، و از اين جهت نيز گفته‌اند كه ممكن در بقاء محتاج به علت مبقيه نميباشد ، و بطلان اين رأى سخيف از جهات عديده در همان لمعات ظاهر و منكشف گرديد .

[ اقامه برهان بر ثبوت قدرت و شمول آن نسبت بكل شىء ]

بعد از تحقيق اين لمعات و تذكر بعضى از لمعات سابقه و مباحث ماضيه ميگويم : برهان اول بر ثبوت قدرت از براى واجب الوجود بالذات آنست كه محقق گرديد كه ذات مبدأ اعلى مبداء همهء موجودات و جاعل همهء انيّات و فاعل همهء هويّاتست . و نيز محقق گرديد كه علمش بذات خود كه عين ذات اوست علم بنظام اتم اشياء است . و نيز در مباحث عينيت صفات حقيقيّه محقق شد كه صفات حقيقيّه واجب الوجود بالذات عين ذات و عين يكديگرند بحسب ذات و هويّت . و نيز محقق گرديد كه ارادهء مبداء اعلى عين ذات است ، و در مباحث اراده محقق خواهد شد كه علم بنظام اتم اشياء عين ارادهء اشياء است پس صدور همهء اشياء از واجب الوجود بالذات بر وفق اراده و مشيّت او مىباشد . و در لمعات سابقه محقق گرديد كه قادر مختار آنست كه فعلش مترتّب باشد بر مشيّت و ارادهء او ، پس محقق شد كه واجب الوجود بالذات قادر است در ايجاد كاينات و مبدعات ، و مختار است در اختراع مجردات و ماديّات . مخفى نماناد كه از اين بيان و برهان عموم قدرت واجب الوجود بالذات نيز مستفاد مىشود زيرا كه از جمله مقدمات آن ، اينست كه قيوميّت او قيّوميت مطلقه و فياضيت او فياضيت عامه است چنان كه در تحقيق توحيد بمعنى سوم ببسط تمام گذشت . و نيز ميگويم : كه قدرت او عين ذات و ذات او وجود صرف و صرف وجود است پس قدرت او نيز قدرت صرفه و صرف قدرت مىباشد ، و از بيّناتست در نزد ارباب بصيرت كه صرفيّت قدرت در صورتى متصور مىباشد كه متعلق بهمهء ممكنات و مقدورات باشد و الا فاقد مرتبه‌ئى از مراتب قدرت و عادم درجه‌ئى از درجات مشيت مىباشد و اينمعنى مستلزم محدوديّت قدرت بلكه عين محدوديت قدرتست چنان كه در