تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
و مراد آن محقق از فاعل بالتجلى در كتاب مشاعر قسم اول از فاعل بالعنايه است ، پس مخالفت در ميانهء كتب آن محقق ثابت نيست .

تنبيه "

بدانكه طايفهء طباعيّه و دهريّه را مذهب آنست كه واجب الوجود فاعل بالطبع است « خذ لهم اللّه و اخزاهم » . و جمهور متكلمين را معتقد آنست كه فاعل بالقصد است . و رئيس محققين و متابعين او را مذهب آنست كه نسبت باعيان موجودات خارجيّه فاعل بالعنايه است و ليكن بمعنى دوم نه بمعنى اول ، و نسبت بصور علميّهء مرتسمه فاعل بالرضاست . و شيخ اشراق و موافقين او را مذهب و مذاق آنست كه نسبت بهمهء موجودات فاعل بالرضا است . و از تأمّل صادق در مباحث ماضيه و لمعات سابقه در نزد صاحب بصيرت منكشف ميگردد كه مبدأ اعلى ، جلت عظمته ، فاعل بالعنايه است نسبت بهمهء اشياء بمعنى اول نه بمعنى دوم . خواهى بگو فاعل بالتجلى است نسبت بكاينات و مبدعات و نسبت به ذهنيّات و خارجيّات ، و با وجود اين فاعل بالرضا نيز مىباشد نسبت بهمهء موجودات چنان كه در تحقيق علم حضورى اشراقى منكشف گرديد ، ولى بايد دانست كه جهت فاعليّت بعنايت و تجلى بعينها جهت فاعليّت برضا و اشراق است ، متفطن باش كه خالى از دقت و غموض نيست . و بدانكه هريك از مذهب شيخين از وجهى قاصر است چنان كه سابقا مذكور گرديد . و فاعل به قصد نيز نميتواند شد و الا جهت قوه ، و استعداد در ذات اقدس ثابت مىشود و در فاعليّت ناقص و قاصر مىباشد ، محاليّت اين معنى از جهات عديده در مباحث سابقه محقق و مبرهن گرديد و محاليّت ساير اقسام فاعليّت در مبدأ اعلى بعد از ملاحظهء مباحث سابقه غايت ظهور و نهايت انكشاف دارد متفطن باش .

لمعة " الهيّة "

بدانكه ممكن الوجود بالذات آنست كه نظر بذات خود امتناع از وجود مطلق و عدم