تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
سوم آنست كه صدور فعل از فاعل بدون اختيار باشد ولى ، از شأن آن باشد اختيار در فعل و ترك ، مثل فواعل حيوانيّه در صورتى مجبور باشند در افعال خود و اين قسم از فاعل را فاعل بالجبر خوانند . و اين سه قسم مشترك ميباشند در اينكه در افعال خود قادر و مختار نيستند . چهارم آنست كه صدور فعل از او مسبوق باشد بمبادى اربعه باينمعنى كه در افعال نسبت ذات فاعل بفعل و ترك مساوى باشد و بعد از ملاحظهء دواعى زايده و اغراض خارجه شوقى حاصل شود و مترتّب شود به آن شوق ارادهء جازمه و مترتّب باشد به آن ، وجود فعل در اعيان ، خواه بقوا و آلات نيز محتاج باشد و يا مجرد اراده كافى باشد در صدور فعل اگرچه مقتضاى حجت و برهان آنست كه فاعل چنينى لا محالة بقوا و آلات محتاج مىباشد چنان كه مكرر اشاره نمودم ، و اين قسم از فاعل مسمى است بفاعل بالقصد . پنجم آنست كه وجود فعل مترتّب باشد بر مجرد علم فاعل بوجه خير در نظام تمام آن فعل بر وجه رضا بدون اينكه محتاج باشد به قصد زايد بر مجرد علم فاعل ، و بدون اينكه داعى خارجى و غرض زايد متمّم فاعليّت و مكمّل جاعليّت آن باشد ، بلكه علم فاعل بنظام تام آن فعل كافى در صدور آن باشد ، خواه آن علم عين ذات فاعل باشد چنان كه مقتضاى حجت و برهانست ، و يا از لوازم ذات آن باشد ، چنان كه در نزد قائلين بارتسام است ، و اين قسم از فاعل را فاعل بالعنايه گويند . ششم آنست كه فاعل بذات خود منشأ صدور آن فعل باشد بحيثيتى كه جهت صدور بعينها جهت معلوميّت و جهت فاعليّت بعينها جهت عالميت باشد و تغايرى در ميانهء موجوديّت و معلوميّت متحقق نباشد مگر باعتبار مفهوم و عنوان چنان كه در تحقيق علم حضورىّ اشراقى منكشف گرديد ، و اين قسم از فاعل را فاعل بالرضا گويند . و اين سه قسم مشتركند در اينكه قادر و مختارند نسبت بافعال خود . و اينكه مذكور شد مطابق امور عامهء اسفار اربعه و مبدأ و معاد است ، و در كتاب مشاعر هفت قسم شمرده ، قسم هفتم را فاعل بالتجلى ناميده است و بيان نكرده است كه مراد از فاعل بالتجلى چه چيز است چنان كه ساير اقسام را نيز بيان نكرده است . و بيان نمودم كه فاعل بالعنايه دو قسم است ، يكى آنست كه علم بنظام اتم عين ذات فاعل باشد ، دوم آنست كه از لوازم ذات فاعل و زايد بر ذات او باشد .
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 376 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني