تنبيه " و تجهيل "
از اينجا ظاهر مىشود سخافت و ركاكت قول طايفهء معتزله كه عباد در افعال و اعمال خود مستقلند و اراده و مشيّت صانع عالم را در افعال آنها مدخليّتى نمىباشد و حال آنكه فساد اين مذهب سخيف در تحقيق توحيد بمعنى سوم نيز غايت انكشاف و ظهور بهمرسانيد ، و اين جماعت را مفوّضه و قدريّه ميگويند زيرا كه معتقد ايشان آنست كه خداوند عالم را خلق كرد عباد را و قادر گردانيد ايشان را بر افعال خود و تفويض كرد بايشان اختيار را پس مستقل ميباشند ايشان در ايجاد افعال و اعمال خود بر وفق مشيّت و اراده خود و در مقابل اين طايفه است اشاعره كه بجبريّه موسومند و ميگويند هرچيزىكه موجود مىشود از ممكنات باراده و ايجاد خداوند يگانه است بىواسطه و بدون مدخليّت شيئى از اشياء در ايجاد كاينات و مبدعات و در اختراع حركات ، و محركات ، حتى احراق نار و تبريد ماء را فعل بلا واسطهء او ميدانند ، و افعال عباد و اشواق و ارادات ايشان را نيز فعل بلا واسطهء او مىگردانند ، خواه معاصى باشند آن افعال و خواه طاعات و خواه آن اشواق و ارادات بحركات متعلق شوند ، و خواه بشرور ، و مىگويند : فرق در ميانهء افعال اختياريّه و افعال اضطراريه ايشان باعتبار مقارنت اراده و عدم مقارنت اراده است اگرچه اراده نيز فعل بلا واسطه خداوند عالم و مكسوب عباد باشد ، و آنچه كه ديده مىشود از سببيّت و مسببيّت در ميانهء اشياء در نزد ايشان به ظاهر محمول است و نفس الأمريّه و واقعيت ندارد ، و ميگويند عادت خداوند عالم جارى شده است باينكه در نزد ملاقات آتش به چوب احراق حاصل شود و در نزد حدوث ارادهء انسان حركت موجود باشد .
با اينكه فساد اين رأى سخيف و اين مذهب ركيك از بديهيات عقليه و ضرورات وجدانيّه و مبنى بر جواز ترجيح بلا مرجّح بلكه ترجّح بلا مرجّح و منافى تشريع شرايع حقّه و تكليفات شاقّه و مناقض اوامر و نواهى و وعد به ثواب و وعيد بعقاب است ، برهان محكم البنيان و حجت شديد الاركان بر بطلان او از لمعات سابقه و مباحث ماضيه مستفاد و مستنبط مىشود و در مسأله توحيد بمعنى سوم اشاره نمودم و از براى توضيح و تنقيح ميگويم :