تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
گفته است بعضى از افاضل متأخرين از اصحاب ما « رضوان اللّه عليهم » چنان كه محقق لاهيجى در الهيات شوارق نقل كرده است آنچه كه دانسته شده است از مقالات حكما و متكلّمين اتفاق ايشانست بر اينكه خداوند عالم قادر و مختار است زيرا كه همه قائلند باينكه او فاعل اشياء است با شعور و اراده و نيست فاعليت او از قبيل فاعليّت فواعل طبيعيه بلكه اختلاف ايشان در كيفيت صدور اثر است . خلاصهء كلام ، نزاع ايشان در دوام فيض و عدم دوام فيض است . و بعبارت ديگر خلاف ايشان در قدم و حدوث زمانى عالم است و در ثبوت اتم انحاى قدرت از براى مبدأ اعلى و در تحقق حدوث ذاتى از براى عالم خلافى در ميانهء آن دو فرقه ثابت نيست و تحقيق مسألهء حدوث و قدم و دوام فيض و عدم دوام آن از غوامض مسائل الهيّه است انشاء اللّه الرحمان در موضع لايق بتفصيل تمام محقق خواهد شد .

تنبيه " و تحقيق "

مخفى نماناد كه بنا بر زعم آن جماعت لازم مىآيد كه العياذ باللّه واجب الوجود بالذات ، جل اسمه ، بقدرت و اختيار موصوف نباشد زيرا كه در مباحث عينيّت صفات محقق گرديد كه مشيّت ازليّه عين ذاتست پس چگونه تغيّر و تبدّل در او متصور مىباشد ، بلكه اين معنى در نزد اشاعره نيز صورت نمىبندد ، زيرا كه ايشان اگرچه صفات زايد بر ذات ميدانند ولى بقدم آن صفات قائلند و از لوازم ذات اقدس ميدانند ، بلى اين خيال باطل و اين زعم فاسد در نزد كسانى كه صفات حقيقيه و اوصاف ذاتيّهء مبدأ اعلى را از جملهء حادثات ميدانند صورت مىبندد و بطلان و فساد اين مذهب بلكه مطلق زيادتى صفات حقيقيه بتفصيل تمام در مباحث عينيّت صفات محقق گرديد . برهان ديگر بر فساد اين خيال باطل آنست كه هرگاه گاهى مشيّت واقع باشد و گاهى عدم مشيّت هراينه نسبت ذات به آنها مساوى مىباشد ، زيرا كه هرگاه يكى راجح باشد و ديگرى مرجوح ، راجح واجب و مرجوح ممتنع خواهد بود چنان كه در اوايل كتاب محقق گرديد ، پس راجح دائمى و مرجوح غيرواقع مىباشد ، و اينمعنى خلاف فرض است . پس هرگاه گاهى مشيّت واقع باشد و گاهى لا مشيّت لازم مىآيد كه جهتى از جهات امكان در ذات اقدس ثابت باشد و در لمعات اثبات توحيد بمعنى دوم محقق