صرف و صرف صرف علم است پس بايد علم بهمهء اشياء باشد بنهجى كه ذكر يافت .
دوم و سوم مبرهن الفسادند و چهارم خلاف فرض است . بنا بر مذاق ايشان و متعيّن است و ليكن به نحوى كه مبيّن گرديد نه بنهج اتحاد اثنين كه در علم كلّىّ برهان محكم البنيان بر محاليّت آن قايم است پس كلام آن محقق در الهيّات شوارق و در كتاب گوهر مراد در مقام ردّ بر طريقهء اشراق بعد از تسليم علم حضورى اشراقى در مرتبه ايجاد اينكه بنابراين طريقه لازم مىآيد كه صدور موجودات از مبدأ اعلى بنحو عنايت و تدبير نباشد زيرا كه صادق نيست در اين صورت كه چون دانست نظام موجودات را ، خير و تمام ، پس ايجاد كرد آنها را ، بلكه صادقست كه چون دانست نظام آنها را خير و تمام پس دانست آنها را خير و تمام ، و يا چون موجود كرد آنها را بنحو تمام پس موجود كرد آنها را بنحو تمام ، و لازم نيست اين معنى در صدور صور علميّه از مبدأ اول زيرا كه آن صور نفس تعقّل خير و علم بنظام تمام اشياء است ، و واجب نيست كه علم مسبوق بعلم و تدبير مسبوق بتدبير باشد ، بلكه واجبست كه وجود مسبوق بعلم و تدبير باشد . علاوه بر اينكه قائلين بصور علميّه زايده بعلم اجمالى كمالى نيز قايلند و آن صور علميّه تفصيلند از براى آن علم اجمالى بسيط پس مسبوق بعلم اجمالى كمالى ميباشند خالى از تحصيل بلكه غلطانداز است ، زيرا كه مفروض اينست كه صور علميّه نيز از جملهء افعال و از موجودات خارجيّهاند چنان كه محقق و مسلم است ، و موجودات عينيّه نيز صور علميهاند چنان كه طريقهء اشراق و مسلم آن محقق است ، پس فرق چيست و تفاوت از كجا است ؟ بلى آنچه كه از مسلمات و مقررات است كه لازم نيست كه علم و تدبير مسبوق بعلم و تدبير باشند در صورتى است كه علم و تدبير از جملهء افعال و زايد بر ذات عالم و مدبّر نباشند و الا هرگاه مسبوق بعلم و تدبير نباشند محذور سابق لازم مىآيد . و آنچه كه در ذيل علاوه ذكر نموده است نيز خالى از اشكال نيست زيرا كه محقق گرديد كه علم اجمالى در اين باب كافى نمىتواند شد و آن محقق نيز به اين معنى معترفست ، و بر تقدير كفايت چه احتياج است بصور علميّهء مرتسمهء زائدهء بر ذات بعد از تسليم علم حضورى اشراقى ؟ و كلام او كه اين صور علميّه تفصيلند از براى آن علم اجمالى بسيط ، مسلم نيست هرگاه مراد او از اجمال و تفصيل از قبيل اجمال و تفصيل حد و محدود باشد ، و سابقا به اين معنى اشاره نمودم ، و خود آن محقق نيز به آن تصريح
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 359
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٣٥٩