تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
ايجاد يكى است ، و همهء علوم و ادراكات كه در مراتب ايجادات متحقق ميشوند خواه از قبيل صور ادراكيّه باشند كه در مدارك عقليّه و نفوس قدسيّه و مشاعر حسّيّه و خياليّه متحقق ميباشند و يا از قبيل علوم حضوريّه اشراقيّه باشند كه از براى معلولات بالذات ثابت است از براى علل بالذات خود ، لمعات و اشراقات و عكوس و اظلالند از آن علم سرمدى و از آن ادراك لم يزلى ، و رشحات و فيوضات و فروعات و اضوائند از آن علم تام و از آن انكشاف فوق التمام . و ديگر آنكه ظاهر كلامش آنست كه منكر علم حضورى اشراقى است در مراتب ايجادات اشياء ، و اين نيز خلاف تحقيق است چنان كه گذشت . خلاصه همهء مفاسد مذكوره الا ماندر بر اين مذهب نيز وارد است ، متفطن باش ، و اين مذهب را صاحب اسفار اربعه در ذيل مذهب هفتم ذكر نموده است . مذهب نهم علم حصولى ارتسامى است ، يعنى علم واجب الوجود بالذات باشياء باعتبار حصول و ارتسام صور عقليّهء آن اشياست در ذات مقدس او ، و اين مذهب مذهب رئيس محققين الشيخ ابى على بن سيناست در الهيّات شفا و اشارات و تعليقات و مذهب تلميذ او بهمنيار است در كتاب تحصيل و مذهب انكسمايس ملطى و جمهور مشّائين است چنان كه محقق لاهيجى گفته است و بمعلم اول و ثانى نيز نسبت داده‌اند . بيانش به نحوى كه از كتب شيخ و بهمنيار مستفاد مىشود آنست كه در لمعات سابقه منكشف گرديد كه علم يا فعلى است و يا انفعالى ، و مذكور شد كه علم فعلى آنست كه سبب باشد وجود معلوم را در اعيان ، و علم انفعالى آنست كه وجود معلوم در اعيان سبب باشد از براى تحقق علم در اذهان . و نيز محقق گرديد كه علم مبدأ اعلى باشياء انفعالى نميتواند شد و الا جهتى از جهات امكان بلكه حيثيتى از حيثيات قوه و استعداد در ذات او متحقق ميگردد ، مرّة بعد اخرى و كرّة بعد اولى ، استحاله و امتناع اين معنى در اين وجيزه ظاهر و منكشف گرديد ، اينست معنى كلام شيخ در كتاب تعليقات هرگاه عارض شود بر ذات مبدأ اعلى چيزى از خارج ، مىباشد در آنجا انفعال و مىباشد در آنجا قابل آن انفعال ، زيرا كه مىباشد آن چيز بعد از آنكه نبوده است ، و هرچيزىكه حاصل باشد از براى چيزى بعد از نبودن ، پس جهت امكانى در آن متحقق مىشود و تغيّر و انفعال در ذات حاصل مىشود ، پس لازم مىآيد كه واجب الوجود بالذات نباشد ، پس بايد تعقّل اشياء حاصل باشد از براى او