از مجرد تعقّل ذاتش كه عين ذات اوست . تمام شد ترجمهء كلام تعليقات .
و نيز در ذيل مذهب سوم محقق گرديد كه بايد نظام اتم اشياء مترتب باشد بر علم واجب الوجود بالذات به آن اشياء به اين معنى كه علم بر وجه خير در نظام اتم اشياء مقتضى آن نظام اتم باشد تا از قبيل انبعاث ضوء از مضيّىء و حدوث سخونت از مسخن نباشد ، و مذكور شد كه علم اجمالى كمالى در اين باب كافى نمىتواند شد ، پس نظام اتم اشياء از مبدعات و كاينات و از ماديّات و مجردات بايد مسبوق باشد بصور عقليّه و مثل مجرده ، زيرا كه غير تعقّل را از ساير اقسام ادراك در آن جناب راهى متصور نمىباشد ، و محال است اينكه آن صور عقليّه اجزاى ذات اقدس باشند ، و الا تركيب ثابت و بساطت حقّه و احديّت صرفه باطل مىشود ، و مفارق از ذات اقدس نمىتوانند شد ، و الا مثل افلاطونيّه ثابت مىشود ، و آن در نزد شيخ و اتباع او مبرهن الفساد است و در مباحث سابقه منكشف گرديد كه آن مثل الهيه بر تقدير تحقق و وجود مناط علم عنايتى سابق بر ايجاد همهء اشياء عينيّه نمىتوانند شد ، و محال است اينكه در عنصر اول يعنى عقل اول حاصل باشند چنان كه مذهب تالس ملطى است ، و الا لازم مىآيد كه صدور عنصر اول از روى علم و اراده نباشد ، بلكه از قبيل انبعاث ضوء از مضيىء و حدوث سخونت از مسخّن باشد . و ديگر آنكه در نزد شيخ و اتباع او حصول صور در غير ذات عاقل مناط انكشاف نمىتواند شد بلكه علم بشىء در نزد ايشان منحصر است باينكه ذات عاقل بالذات متحد باشد با ذات معقول بالذات . مثل علم مجردات بذوات خود و با معقول بالذات مرتسم باشند در ذات واجب الوجود بالذات و حاصل باشند در او از قبيل حصول اعراض در موضوعات ، ولى بايد دانست كه حصول آن صور در ذات اقدس منبعث است از مجرد تعقّل ذات كه عين ذات اقدس است .
بعبارت ديگر مجرد علم بذات كه عين ذات است منشأ صدور صور علميّه است از ذات و مناط حصول آنها است در آن ذات بنحو ترتيب و بنهج سببيّت و مسبّبيّت به اين معنى كه صورت عقليّهء صادر اول اولا از مبدأ اول صادر است و او واسطهء صدور صورت عقليه صادر دوم است و هكذا الى آخر الصور . از اين تقرير و بيان ظاهر مىشود كه جهت صدور آن صور علميّه بعينها جهت حصول آنهاست . اينست معنى كلام شيخ در كتاب تعليقات ، نيست در آنجا قابلى و فاعلى ، بلكه مبدأ اول از آن حيثيت كه قابل
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 355
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٣٥٥